هوش مصنوعی: این شعر از عشق نافرجام، بی‌وفایی، درد و رنج عاشق، و از دست رفتن یادگارهای مهر و وفا سخن می‌گوید. شاعر از نادیده گرفته شدن توسط معشوق و تأثیرات ویرانگر تمدن جدید بر روابط عاطفی شکایت دارد. همچنین، در بخشی از شعر، آرزوی لحظات شاد و عاشقانه در بهار را بیان می‌کند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عاطفی مانند عشق نافرجام، بی‌وفایی، و نقد اجتماعی موجود در شعر برای درک و تجربه نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، برخی از مضامین مانند درد عشق و ناامیدی ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.

شماره ۶۰ - میان ابرو و چشم توگیر و داری بود

میان ابرو و چشم توگیر و داری بود
من این میانه شدم کشته این چه کاری بود ۱

تو بی وفا واجل در قفا و من بیمار
بمردم از غم و جز این چه انتظاری بود ۲

مرا ز حلقه ی عشاق خود نمیراندی
اگر به نزد توام قدر و اعتباری بود ۳

در آفتاب جمال تو زلف شبگردت
دلم ربود و عجب دزد آشکاری بود ۴

به هر کجا که ببستیم باختیم ز جهل
قمار جهل نمودیم و خوش قماری بود ۵

تمدن آتشی افروخت در جهان که بسوخت
زعهد مهر و وفا هرچه یادگاری بود ۶

بنای این مدنیت به باد می‌دادم
اگر به دست من از چرخ اختیاری بود ۷

میئی خوریم به باغی نهان ز چشم رقیب
اگر تو بودی و من بودم و بهاری بود ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۵۱۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۵۹ - پیوند ببندند بتان لیک نپایند
گوهر بعدی:شماره ۶۱ - اسیر خود شدن تا کی ز خود وارستنی باید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.