هوش مصنوعی: این شعر از حافظ بیانگر ناامیدی شاعر از دوستان و اطرافیان است که در نهایت به دشمنی تبدیل شده‌اند. او از وابستگی به دنیای مادی و ناپاکی‌های آن دوری می‌جوید و به دنبال پاکی دل و معرفت است. شاعر به جای اعتماد به شیخ و صوفی، به خادم می‌خانه پناه می‌برد و توبه‌شکنی را ترجیح می‌دهد. در نهایت، او جستجوی معنا را در دیر مغان می‌یابد، نه در حرم.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و انتقادی موجود در شعر نیاز به درک و تجربه‌ی بیشتری دارد که معمولاً در سنین نوجوانی و بزرگسالی قابل درک است. همچنین، اشاره به توبه‌شکنی و می‌نوشی ممکن است برای گروه‌های سنی پایین‌تر نامناسب باشد.

شماره ۶۱ - اسیر خود شدن تا کی ز خود وارستنی باید

اسیر خود شدن تا کی ز خود وارستنی باید
زتن کامی نشد حاصل به جان پیوستنی باید ۱

به فرمان تن خاکی به خاک اندر بسی ماندم
به بام آسمان زین پست منظر جستنی باید ۲

به لوث خاکیان آمیخت دامان دل پاکم
به آب معرفت دامان دل را شستنی باید ۳

به‌ هر کس‌ دوستی‌ بستم در آخر دشمن من شد
به حکم امتحان زین دوستان بگسستنی باید ۴

سراسر دشمنی خیزد زکام دوستان بر من
به‌رغم دوستان با دشمنان بنشستنی باید ۵

ز شیخ و صوفی و واعظ گسستم رشتهٔ الفت
مرا با خادم میخانه پیمان بستنی باید ۶

مرا یاران من گویند کز می توبه بشکستی
من از اول نکردم توبه تا بشکستنی باید ۷

بهار اندر حرم چندین چه جویی اهل معنی را
به نیروی طلب دیرمغان را جستنی باید ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۴۴۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۶۰ - میان ابرو و چشم توگیر و داری بود
گوهر بعدی:شماره ۶۲ - کنون که کار دل از زلف یار نگشاید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.