هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر از ناکامیهای عاشقانه و روزگار سخت خود مینالد. او از عشق نافرجام، انتظارهای بیثمر و ناامیدیهای زندگی سخن میگوید و بیان میکند که تلاشهایش برای گشایش کارهایش بینتیجه مانده است.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و غمگین است که ممکن است برای نوجوانان و بزرگسالان قابل درک و ارتباط باشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات ادبی ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.
شماره ۶۲ - کنون که کار دل از زلف یار نگشاید
کنون که کار دل از زلف یار نگشاید
سزد گر از من آشفته کار نگشاید ۱
بلی ز عاشق آشفته کی گشاید کار
چو کار دل ز سر زلف یار نگشاید ۲
ز روزگار در این بستگی چه شکوه کنم
دری که بست قضا روزگار نگشاید ۳
در انتظار بسی کوفتیم آهن سرد
دربغ از آن که در انتظار نگشاید ۴
به اختیار دل این کار بسته بگشایم
ولی زمانه در اختیار نگشاید ۵
ز اشگ بگذرم و دیده شعله بار کنم
که کارم از مژهٔ اشکبار نگشاید ۶
گل وفا ز نکویان طمع مدار بهار
که غنچهٔ هوس از این بهار نگشاید ۷
سزد گر از من آشفته کار نگشاید ۱
بلی ز عاشق آشفته کی گشاید کار
چو کار دل ز سر زلف یار نگشاید ۲
ز روزگار در این بستگی چه شکوه کنم
دری که بست قضا روزگار نگشاید ۳
در انتظار بسی کوفتیم آهن سرد
دربغ از آن که در انتظار نگشاید ۴
به اختیار دل این کار بسته بگشایم
ولی زمانه در اختیار نگشاید ۵
ز اشگ بگذرم و دیده شعله بار کنم
که کارم از مژهٔ اشکبار نگشاید ۶
گل وفا ز نکویان طمع مدار بهار
که غنچهٔ هوس از این بهار نگشاید ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۲۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۱ - اسیر خود شدن تا کی ز خود وارستنی باید
گوهر بعدی:شماره ۶۳ - آن چه شعله است کزان راهگذار میآید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.