هوش مصنوعی:
این شعر عرفانی از پروانهای سخن میگوید که در عشق شمع میسوزد و بلبل و پروانه هرکدام به نوعی در عشق میسوزند. شاعر از عشق و جنون عاشقانه میگوید و اشاره میکند که عاقلان زنجیرهای دیگری میبندند، اما دیوانهای ممکن است روزی آنها را بگسلد. این متن به زیبایی عشق و فداکاری در راه آن را به تصویر میکشد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعارهها و نمادهای به کار رفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه برای درک کامل دارند.
شماره ۹۲ - در طواف شمع میگفت این سخن پروانهای
در طواف شمع میگفت این سخن پروانهای
سوختم زبن آشنایان ای خوشا بیگانهای ۱
بلبل از شوق گل و پروانه از سودای شمع
هریکی سوزد به نوعی در غم جانانهای ۲
گر اسیرخط و خالی شد دلم، عیبم مکن
مرغ جایی میرود کانجاست آب و دانهای ۳
تا نفرمایی که بیپروا نهای در راه عشق
شمعوش پیش تو سوزم گر دهی پروانهای ۴
پادشه را غرفه آبادان و دل خرم، چه باک
گر گدایی جان دهد درگوشه ی ویرانهای ۵
کی غم بنیاد ویران دارد آن کش خانه نیست
رو خبر گیر این معانی را ز صاحب خانهای ۶
عاقلانش باز زنجیری دگر بر پا نهند
روزی ار زنجیر از هم بگسلد دیوانهای ۷
این جنون تنها نه مجنون را مسلم شد بهار
باش کز ما هم فتد اندر جهان افسانهای ۸
سوختم زبن آشنایان ای خوشا بیگانهای ۱
بلبل از شوق گل و پروانه از سودای شمع
هریکی سوزد به نوعی در غم جانانهای ۲
گر اسیرخط و خالی شد دلم، عیبم مکن
مرغ جایی میرود کانجاست آب و دانهای ۳
تا نفرمایی که بیپروا نهای در راه عشق
شمعوش پیش تو سوزم گر دهی پروانهای ۴
پادشه را غرفه آبادان و دل خرم، چه باک
گر گدایی جان دهد درگوشه ی ویرانهای ۵
کی غم بنیاد ویران دارد آن کش خانه نیست
رو خبر گیر این معانی را ز صاحب خانهای ۶
عاقلانش باز زنجیری دگر بر پا نهند
روزی ار زنجیر از هم بگسلد دیوانهای ۷
این جنون تنها نه مجنون را مسلم شد بهار
باش کز ما هم فتد اندر جهان افسانهای ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۶۷۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۱ - علیالصباح که بر طرهات زنی شانه
گوهر بعدی:شماره ۹۳ - شبی گذشت به آسودگی و آزادی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.