هوش مصنوعی: این متن شعری است که با زبانی نمادین و عرفانی، مفاهیمی مانند عشق، رندی، و آزادگی را بیان می‌کند. شاعر از شاه خودکامه می‌خواهد که از تخت خودکامی پایین بیاید و به قلب رندان توجه کند. او از عشق و فداکاری سخن می‌گوید و از مفاهیمی مانند عقل و عشق در قالب نمادهای شعری استفاده می‌کند.
رده سنی: 16+ این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از نمادها و استعاره‌های پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.

غزل ۲۵۴۳ - بیا ای شاه خودکامه، نشین بر تخت خودکامی

بیا ای شاهِ خودکامه، نِشین بر تَختِ خودکامی
بیا بر قَلْبِ رِنْدان زَن، که صاحِب قَرنِ ایّامی ۱

بَرآوَر دودها از دل، به جُز در خون مَکُن مَنْزِل
فَلَک را از فَلَک بُگْسِل، که جانِ آتش اَنْدامی ۲

دَران دریا که خون است آن، زِخُشک و تَر بُرون است آن
بیا بِنْما که چون است آن، که حوتِ موج آشامی ۳

اشارت کُن بِدان سَردِه، که رِنْدانَند اَنْدَر دِهْ
سَبُک رَطْلِ گِران دَردِهْ، که تو ساقیِّ آن جامی ۴

قَدَح در کارِ شیران کُن، زِ زَرشان چَشمْ سیران کُن
به جامی عقلْ ویران کُن، که عقل آن جا بُوَد خامی ۵

بسوز از حُسن ای خاقان، تو نام و نَنگِ مُشتاقان
که سرد آید زِعُشّاقان حَذَر کردن زِبَدنامی ۶

بِدیدم عقلِ کُل را من، نهاده ذِبْح بر گَردن
بِگُفتم پیشِ این پُر فَن، چو اسماعیل چون رامی ۷

بِگُفت از عشقِ شَمسُ الدّین، که تبریز است ازو چون چین
چو مَهْ رویانِ نوآیین، به گِردِ مَجْلِسِ سامی ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۴۲۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۵۴۲ - بتاب ای ماه بر یارم، بگو یارا اغا پوسی
گوهر بعدی:غزل ۲۵۴۴ - شنیدم کاشتری گم شد، ز کردی در بیابانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.