هوش مصنوعی: این متن شعری است که به توصیف حضور یک شخصیت قدرتمند و آگاه در میان جمع می‌پردازد. این شخصیت اسرار و نیک و بد افراد را می‌داند و بر آنها نظارت دارد. همچنین، شعر به تغییرات و تحولات درونی افراد و عواقب اعمالشان اشاره می‌کند. در نهایت، شعر با درخواست محافظت از آسیب‌ها و بازگشت به آرامش و شادی پایان می‌یابد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادها ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۲۵۷۰ - پنهان به میان ما، می‌گردد سلطانی

پنهان به میانِ ما، می‌گردد سُلطانی
وَنْدَر حَشَرِ موران، افتاده سُلَیمانی ۱

می‌بیند و می‌داند، یک یک سِرِ یاران را
امروز دَرین مَجْمَع، شاهَنْشَه سِرْدانی ۲

اسرار بر او ظاهر، هَمچون طَبَقِ حَلْوا
گَر مَکْر کُند دُزدی، وَرْ راست رَوَد جانی ۳

نیک و بَد هر کَس را از تَختهٔ پیشانی
می بیند و می‌خواند، با تجربه خَط خوانی ۴

در مَطْبَخِ ما آمد، یک‌‌ بی‌من و‌‌ بی‌مایی
تا شور دَراَنْدازد بر ما زِ نَمَکدانی ۵

امروزْ سَماعِ ما، چون دلْ سَبُکی دارد
یارَب تو نِگَه دارَش، زآسیبِ گِرانْ جانی ۶

آن شیشه دلی کو دی بُگْریخت چو نامَردان
امروز هَمی‌آید، پُر شَرم و پشیمانی ۷

صد سال اگر جایی بُگْریزد و بِسْتیزَد
پُر گریه و غَم باشد،‌‌ بی‌دولتِ خندانی ۸

خورشید چه غَم دارد، اَرْ خشم کُند گازُر؟
خاموش که بازآید بُلبُل به گُلِسْتانی ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۵۳۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۵۶۹ - آن زلف مسلسل را گر دام کنی، حالی
گوهر بعدی:غزل ۲۵۷۱ - ای شاه مسلمانان، وی جان مسلمانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.