هوش مصنوعی: این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و جدایی سخن می‌گوید. او از معشوق خود می‌خواهد که از غربت و پریشانی بازگردد و به او توجه کند. شاعر از نامه‌ها و راه‌هایی که برای رسیدن به معشوق فرستاده است، سخن می‌گوید و از بی‌توجهی معشوق شکایت می‌کند. در نهایت، شاعر معشوق را به زیبایی و ارزش‌های والایش توصیف می‌کند و از عشق و فداکاری خود می‌گوید.
رده سنی: 16+ این متن شامل مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان شعری و استعاره‌های پیچیده ممکن است برای سنین پایین‌تر چالش‌برانگیز باشد.

غزل ۲۵۷۲ - جانا به غریبستان چندین به چه می‌مانی؟

جانا به غَریبِسْتانْ چندین به چه می‌مانی؟
بازآ تو ازین غُربَت، تا چند پَریشانی؟ ۱

صد نامه فرستادم، صد راه نشان دادم
یا راه نمی‌دانی، یا نامه نمی‌خوانی ۲

گَر نامه نمی‌خوانی، خود نامه تو را خواند
وَرْ راه نمی‌دانی، در پَنجهٔ رَه دانی ۳

بازآ که در آن مَحْبَس، قَدْرِ تو نَدانَد کَس
با سَنگ دلان مَنْشین، چون گوهرِ این کانی ۴

ای از دل و جان رَسته، دست از دل و جان شُسته
از دامِ جهان جَسته، بازآ، که زِ بازانی ۵

هم آبی و هم جویی، هم آب هَمی‌جویی
هم شیر و هم آهویی، هم بهتر ازیشانی ۶

چند است زِتو تا جان، تو طُرفه تَری یا جان؟
آمیخته‌یی با جان، یا پَرتوِ جانانی؟ ۷

نورِ قَمَری در شب، قَند و شِکَری در لب
یارَب چه کسی، یارَب، اُعْجوبهٔ رَبّانی ۸

هر دَم زِتو زیب و فَر، از ما دل و جان و سَر
بازار چُنین خوش تَر، خوش بِدْهی و بِسْتانی ۹

از عشقِ تو جان بُردن، وَزْ ما چو شِکَر مُردن
زَهر از کَفِ تو خوردن، سَرچَشمهٔ حیوانی ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۱۱۱۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۵۷۱ - ای شاه مسلمانان، وی جان مسلمانی
گوهر بعدی:غزل ۲۵۷۳ - در پردهٔ خاک ای جان؟ عیشی‌‌ست به پنهانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.