خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر با استفاده از استعاره‌های عمیق مانند دریا، گوهر، و ساحل، به بیان احساساتی مانند غم، تنهایی، عشق و جستجوی معنا می‌پردازد. شاعر از مفاهیمی مانند یتیمی، بی‌پناهی، و دوری از وطن سخن می‌گوید و با تصاویر شاعرانه، حالات درونی خود را به تصویر می‌کشد.

این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده و زبان شاعرانه ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

مشاهده کامل

غزل ۵۹ - داد سیل گریه من غوطه در گل بحر را

داد سیل گریه من غوطه در گل بحر را
گوهر از گرد یتیمی کرد ساحل بحر را ۱

همت سرشار از بی سایلی خون می خورد
کز گهر باشد هزاران عقده در دل بحر را ۲

عشق دریا دل نمی اندیشد از زخم زبان
کی خلد در دل خس و خاشاک ساحل بحر را ۳

در غریبی کی فتند از جستجو روشندلان؟
در سفر کردن به جز خود نیست منزل بحر را ۴

قاصدان از ابر گوهربار دارد هر طرف
کی کند دوری ز خاک خشک غافل بحر را ۵

هر کجا دفتر گشاید دیده پر شور من
از نظرها افکند چون فرد باطل بحر را ۶

کی شود زنجیر صائب مانع شور جنون؟
موج نتواند کشیدن در سلاسل بحر را ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۸ - نیست غیر از آه، دلسوزی دل افگار را
گوهر بعدی:غزل ۶۰ - عشق کو تا گرم سازد این دل رنجور را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.