خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و فلسفی است که به موضوعاتی مانند عشق، رنج، صبر، و نقد دنیای مادی میپردازد. شاعر از ملامتهای دیگران نمیهراسد و به عشق و درد خود افتخار میکند. او از چرخ روزگار شکایت دارد اما به قدرت عشق و ایمان خود تکیه میکند. همچنین، متن به ناتوانی حسودان در درک افکار بلند و زیباییهای معنوی اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار باشد.
غزل ۶۱ - نیست از سنگ ملامت غم سر پر شور را
نیست از سنگ ملامت غم سر پر شور را
کس نترسانده است از رطل گران مخمور را ۱
ما به داغ خود خوشیم ای صبح دست از ما بدار
صرف داغ مهر کن این مرهم کافور را ۲
چرخ عاجز کش چرا در خاک و خونم می کشد؟
پای من دست حمایت بود دایم مور را ۳
قهرمان عشق هر جا مجلس آرایی کند
چینی مودار می داند سر فغفور را ۴
نفس را بدخو به ناز و نعمت دنیا مکن
آب و نان سیر، کاهل می کند مزدور را ۵
حسن اگر این است و عالمسوزی رخسار این
می کشد بی تابی غیرت چراغ طور را ۶
رتبه افکار صائب را چه می داند حسود؟
بهره ای از حسن یوسف نیست چشم کور را ۷
کس نترسانده است از رطل گران مخمور را ۱
ما به داغ خود خوشیم ای صبح دست از ما بدار
صرف داغ مهر کن این مرهم کافور را ۲
چرخ عاجز کش چرا در خاک و خونم می کشد؟
پای من دست حمایت بود دایم مور را ۳
قهرمان عشق هر جا مجلس آرایی کند
چینی مودار می داند سر فغفور را ۴
نفس را بدخو به ناز و نعمت دنیا مکن
آب و نان سیر، کاهل می کند مزدور را ۵
حسن اگر این است و عالمسوزی رخسار این
می کشد بی تابی غیرت چراغ طور را ۶
رتبه افکار صائب را چه می داند حسود؟
بهره ای از حسن یوسف نیست چشم کور را ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۰ - عشق کو تا گرم سازد این دل رنجور را
گوهر بعدی:غزل ۶۲ - خط نسازد بی صفا آن عارض پر نور را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.