هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی و فلسفی است که به موضوعاتی مانند عشق، ناامیدی، صبر، قدرت و ضعف، و بیداری معنوی میپردازد. شاعر از عناصر طبیعت مانند گل، بلبل، خورشید و شب استفاده کرده تا مفاهیم عمیق انسانی و عرفانی را بیان کند. همچنین، تأکید بر این است که عشق واقعی میتواند دلهای افسرده را زنده کند و انسان باید از خواب غفلت بیدار شود.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از واژهها و استعارههای به کار رفته نیاز به دانش ادبی و تجربه زندگی بیشتری دارد.
غزل ۱۱۲ - گل نزد آبی بر آتش بلبل خودکام را
گل نزد آبی بر آتش بلبل خودکام را
نیست غیر از ناامیدی حاصلی ابرام را ۱
چهره خورشید رویان را سپندی لازم است
از شب جمعه است نیل چشم زخم ایام را ۲
عشق عالمسوز می باید دل افسرده را
می پزد خورشید تابان میوه های خام را ۳
نیست ممکن از زبان خوش کسی نقصان کند
چرب نرمی غوطه در شکر دهد بادام را ۴
چون شرر بر جان نمی لرزم ز بیم نیستی
دیده ام در نقطه آغاز خود، انجام را ۵
با ضعیفان پنجه کردن نیست کار اقویا
در قفس دارد نیستان شیر خون آشام را ۶
صبح چون روشن شود، از خواب غفلت سر برآر
تا کفن بر خود نسازی جامه احرام را ۷
نیست غیر از ناامیدی حاصلی ابرام را ۱
چهره خورشید رویان را سپندی لازم است
از شب جمعه است نیل چشم زخم ایام را ۲
عشق عالمسوز می باید دل افسرده را
می پزد خورشید تابان میوه های خام را ۳
نیست ممکن از زبان خوش کسی نقصان کند
چرب نرمی غوطه در شکر دهد بادام را ۴
چون شرر بر جان نمی لرزم ز بیم نیستی
دیده ام در نقطه آغاز خود، انجام را ۵
با ضعیفان پنجه کردن نیست کار اقویا
در قفس دارد نیستان شیر خون آشام را ۶
صبح چون روشن شود، از خواب غفلت سر برآر
تا کفن بر خود نسازی جامه احرام را ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۳۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۱۱ - دامن دریای خونخوارست بالین سیل را
گوهر بعدی:غزل ۱۱۳ - نیست از روی زمین سیری دل خود کام را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.