هوش مصنوعی:
این شعر از صائب تبریزی بیانگر نگرش عارفانه و بیتعلقی شاعر به دنیا و مظاهر آن است. او از وابستگیهای دنیوی دوری میکند و به عشق حقیقی و تجرد معنوی میپردازد. شاعر تأکید میکند که درونش مانند آیینه صاف است و از هرگونه شکوه و تظاهر به دور است. او به قناعت و رضایت از زندگی با کمترین امکانات اشاره میکند و درد و صفای عالم را از یک سرچشمه میداند.
رده سنی:
16+
محتوا دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، برخی از اشارات مانند تجرد و بیتعلقی ممکن است برای مخاطبان جوانتر چندان قابل درک نباشد.
غزل ۱۴۱ - پرده دار و حاجب و دربان نمی باشد مرا
پرده دار و حاجب و دربان نمی باشد مرا
خانه چون آیینه بی مهمان نمی باشد مرا ۱
درد و صاف عالم امکان ز یک سرچشمه است
شکوه ای از ساقی دوران نمی باشد مرا ۲
کعبه و بتخانه یکسان است پیش چشم من
سنگ کم در پله میزان نمی باشد مرا ۳
در خرابات تجرد می کنم چون عشق شیر
خانه در معموره امکان نمی باشد مرا ۴
طوق من چون قمریان از حلقه ماتم بود
خاطر شاد و لب خندان نمی باشد مرا ۵
آنچه چون آیینه دارم در نظر، نقش دل است
از کسی پوشیده و پنهان نمی باشد مرا ۶
شعله را در پاکبازی داغ دارد همتم
خارخار آرزو در جان نمی باشد مرا ۷
قانعم با قطره آبی که دارم چون گهر
چشم آب از قلزم و عمان نمی باشد مرا ۸
نیک و بد یک جلوه چون آیینه دارد در دلم
شکوه از چشم و دل حیران نمی باشد مرا ۹
داده ام دل را به دست عشق در روز ازل
یوسف بی جرم در زندان نمی باشد مرا ۱۰
همچو مژگان تیر یک ترکش بود افکار من
مصرع بی رتبه در دیوان نمی باشد مرا ۱۱
خود به خود چون غنچه صائب عقده ام وا می شود
احتیاج ناخن و دندان نمی باشد مرا ۱۲
خانه چون آیینه بی مهمان نمی باشد مرا ۱
درد و صاف عالم امکان ز یک سرچشمه است
شکوه ای از ساقی دوران نمی باشد مرا ۲
کعبه و بتخانه یکسان است پیش چشم من
سنگ کم در پله میزان نمی باشد مرا ۳
در خرابات تجرد می کنم چون عشق شیر
خانه در معموره امکان نمی باشد مرا ۴
طوق من چون قمریان از حلقه ماتم بود
خاطر شاد و لب خندان نمی باشد مرا ۵
آنچه چون آیینه دارم در نظر، نقش دل است
از کسی پوشیده و پنهان نمی باشد مرا ۶
شعله را در پاکبازی داغ دارد همتم
خارخار آرزو در جان نمی باشد مرا ۷
قانعم با قطره آبی که دارم چون گهر
چشم آب از قلزم و عمان نمی باشد مرا ۸
نیک و بد یک جلوه چون آیینه دارد در دلم
شکوه از چشم و دل حیران نمی باشد مرا ۹
داده ام دل را به دست عشق در روز ازل
یوسف بی جرم در زندان نمی باشد مرا ۱۰
همچو مژگان تیر یک ترکش بود افکار من
مصرع بی رتبه در دیوان نمی باشد مرا ۱۱
خود به خود چون غنچه صائب عقده ام وا می شود
احتیاج ناخن و دندان نمی باشد مرا ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۳۲۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۴۰ - بلبل خوش نغمه ام، با گل سخن باشد مرا
گوهر بعدی:غزل ۱۴۲ - داغ عشق از سینه روشن به دست آمد مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.