هوش مصنوعی:
این شعر از صائب تبریزی، احساسات شاعر را دربارهٔ یادآوری خاطرات و تجربیات زندگی بیان میکند. او از طبیعت و عناصر مختلف مانند صبح، شام، خزان، شبنم، صحرا و گلشن برای انتقال احساسات عمیق خود استفاده میکند. شاعر از تنهایی، حسرت و یادآوری گذشته سخن میگوید و این احساسات را با تصاویر زیبا و نمادین توصیف میکند.
رده سنی:
15+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از نمادها و استعارههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهٔ زندگی دارد.
غزل ۱۴۵ - صبح از جان های روشن یاد می آید مرا
صبح از جان های روشن یاد می آید مرا
شام از تاریکی تن یاد می آید مرا ۱
از دم سرد خزان برگی که می افتد به خاک
از جهان بی برگ رفتن یاد می آید مرا ۲
می شوم چون شبنم گل آب از تردامنی
چون ازان پاکیزه دامن یاد می آید مرا ۳
ناله خیزد چون سپند از دانه ام بی اختیار
چون ازان صحرا و خرمن یاد می آید مرا ۴
می شود یاقوتی از خون جگر منقار من
چون ازان فیروزه گلشن یاد می آید مرا ۵
گوهر را می دهد گرد یتیمی خاکمال
چون ازان دریای روشن یاد می آید مرا ۶
تیغ می گردد الف بر سینه شهباز من
گاهگاهی کز نشیمن یاد می آید مرا ۷
می شود چشمم ز حسرت چون ید بیضا سفید
چون ز طور و نخل ایمن یاد می آید مرا ۸
طفل اشکم، نیست جز گرد یتیمی دایه ام
کی ز آغوش و ز دامن یاد می آید مرا ۹
رشته اشکم به دامن می رسد بی اختیار
چون ز عیسی همچو سوزن یاد می آید مرا ۱۰
نیست تا گل در نظر صائب چو بلبل خامشم
در حضور گل ز شیون یاد می آید مرا ۱۱
شام از تاریکی تن یاد می آید مرا ۱
از دم سرد خزان برگی که می افتد به خاک
از جهان بی برگ رفتن یاد می آید مرا ۲
می شوم چون شبنم گل آب از تردامنی
چون ازان پاکیزه دامن یاد می آید مرا ۳
ناله خیزد چون سپند از دانه ام بی اختیار
چون ازان صحرا و خرمن یاد می آید مرا ۴
می شود یاقوتی از خون جگر منقار من
چون ازان فیروزه گلشن یاد می آید مرا ۵
گوهر را می دهد گرد یتیمی خاکمال
چون ازان دریای روشن یاد می آید مرا ۶
تیغ می گردد الف بر سینه شهباز من
گاهگاهی کز نشیمن یاد می آید مرا ۷
می شود چشمم ز حسرت چون ید بیضا سفید
چون ز طور و نخل ایمن یاد می آید مرا ۸
طفل اشکم، نیست جز گرد یتیمی دایه ام
کی ز آغوش و ز دامن یاد می آید مرا ۹
رشته اشکم به دامن می رسد بی اختیار
چون ز عیسی همچو سوزن یاد می آید مرا ۱۰
نیست تا گل در نظر صائب چو بلبل خامشم
در حضور گل ز شیون یاد می آید مرا ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۴۵۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۴۴ - چون به خاطر آن دو لعل آبدار آید مرا
گوهر بعدی:غزل ۱۴۶ - سرنمی پیچم به سنگ بیستون از کار عشق
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.