هوش مصنوعی: این شعر عرفانی و فلسفی از صائب تبریزی، به موضوعاتی مانند عشق، عرفان، طبیعت، و دردهای انسانی می‌پردازد. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا و استعاره‌های عمیق، احساسات درونی خود را بیان می‌کند و به مفاهیمی مانند ناکامی، آرزو، و جستجوی معنا در زندگی اشاره دارد.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعاره‌ها و واژگان به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارند تا به درستی درک شوند.

غزل ۱۸۷ - در دل هر قطره آماده است دریایی مرا

در دل هر قطره آماده است دریایی مرا
هست در هر دانه ای دام تماشایی مرا ۱

عشرت ملک سلیمان می کنم در چشم مور
هر کف خاکی بود دامان صحرایی مرا ۲

نیست با گفتار لب، کیفیت گفتار چشم
خوشترست از لعل گویا، چشم گویایی مرا ۳

گر چه چون اشک یتیمان بی قرار افتاده ام
چشم قربانی کند مژگان گیرایی مرا ۴

سر خط مشق جنونم نارسایی می کند
نیست در مد نظر چون سرو بالایی مرا ۵

با دل بی آرزو بر دل گرانم یار را
آه اگر می بود در خاطر تمنایی مرا ۶

با دل بی آرزو بر دل گرانم یار را
آه اگر می بود در خاطر تمنایی مرا ۷

بر دهان طوطیان مهر خموشی می زدم
در نظر می بود اگر آیینه سیمایی مرا ۸

دردمندی درد را بسیار درمان کرده است
گو نباشد بر سر بالین مسیحایی مرا ۹

برنمی دارد ترازوی قیامت سنگ کم
ورنه از سنگ ملامت نیست پروایی مرا ۱۰

می شد از جولان من انگشت حیرت گردباد
در خور سودا اگر می بود صحرایی مرا ۱۱

غیرت من صائب از همکار باشد بی نیاز
ذوق کار خویش باشد کارفرمایی مرا ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۳۵۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۸۶ - چشم مستش از نگاهی کرد سودایی مرا
گوهر بعدی:غزل ۱۸۸ - می کشد در خاک و خون مژگان دلجویی مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.