هوش مصنوعی:
این شعر از صائب تبریزی بیانگر درد و رنج انسان در جستجوی حقیقت و معناست. شاعر از دشواریهای راه رسیدن به حقیقت، ناپایداری عمر، و نیاز به رهایی از تعلقات دنیوی سخن میگوید. او همچنین به نقش عشق در زدودن خودخواهیها و رسیدن به روشنبینی اشاره میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر برای درک و تجربهی نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۱۹۱ - دردمندی سر به گردون می رساند آه را
دردمندی سر به گردون می رساند آه را
می فزاید پیچ و تاب این رشته کوتاه را ۱
قطع صحرای عدم را عمر جاویدان کم است
من به جان بی نفس چون طی کنم این راه را؟ ۲
در به روی طالب حق می شود از ذکر باز
نیست جز این حلقه دیگر حلقه آن درگاه را ۳
باعث افزایش روشن ضمیران کاهش است
کز شکست خویش باشد مومیایی ماه را ۴
می شود چشم من حیران هم از دیدار سیر
از تهی چشمی اگر یوسف برآرد چاه را ۵
پیش ازین صائب دلم در قید حب جاه بود
ریشه کن کرد از دل من عشق، حب جاه را ۶
می فزاید پیچ و تاب این رشته کوتاه را ۱
قطع صحرای عدم را عمر جاویدان کم است
من به جان بی نفس چون طی کنم این راه را؟ ۲
در به روی طالب حق می شود از ذکر باز
نیست جز این حلقه دیگر حلقه آن درگاه را ۳
باعث افزایش روشن ضمیران کاهش است
کز شکست خویش باشد مومیایی ماه را ۴
می شود چشم من حیران هم از دیدار سیر
از تهی چشمی اگر یوسف برآرد چاه را ۵
پیش ازین صائب دلم در قید حب جاه بود
ریشه کن کرد از دل من عشق، حب جاه را ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۴۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۹۰ - جامه آزادگی چالاک باشد سرو را
گوهر بعدی:غزل ۱۹۲ - ناتوانی از اجابت نیست مانع آه را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.