هوش مصنوعی: شاعر در این متن از عشق و شیدایی خود سخن می‌گوید و بیان می‌کند که عشق او به حدی است که از عقل فراتر رفته و به جنون تبدیل شده است. او از زیبایی معشوق و تأثیر آن بر خود می‌گوید و از این که چگونه عشق او را از همه چیز فارغ کرده است. همچنین، شاعر از دریای معانی و بی‌قیمتی عشق سخن می‌گوید و به شمس‌الدین تبریزی اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عشقی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیهات پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۲۶۱۶ - من نیت آن کردم تا باشم سودایی

من نیَّتِ آن کردم تا باشم سودایی
نیَّت زِ کجا گُنجَد اَنْدَر دلِ شَیدایی؟ ۱

مَجنونیِ من گشته، سَرمایهٔ صد عاقل
وین تَلْخیِ من گشته، دریایِ شِکَرخایی ۲

زیرِ شَجَرِ طوبی، دیدم صَنَمی، خوبی
بَسْ فِتْنه و آشوبی، اَفکَنده زِ زیبایی ۳

از من دو جهانْ شَیدا، وَزْ من همه سِر پیدا
فارغ زِ شب و فردا، چون باشم فَردایی؟ ۴

می‌گفت کِه رایم من؟ وقتی که بَرآیَم من
جانِ کِه فَزایَم من؟ گفتم دِلَم اَفْزایی ۵

دریایِ مَعانی بین، بی‌قیمت و بی‌کابین
تبریز زِ شَمسُ الدّین، بی‌صورتِ دریایی ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۵۱۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۶۱۵ - هم پهلوی خم سر نه، ای خواجهٔ هرجایی
گوهر بعدی:غزل ۲۶۱۷ - عیسی چو تویی جانا ای دولت ترسایی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.