خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از احساسات عمیق و تلخ شاعر سخن میگوید. او از رنجها، بیقراریها و تأثیرات احساسی خود بر جهان اطراف میگوید. همچنین، به مفاهیمی مانند گوهر، دریا، نمک و آیینه اشاره میکند که نمادین هستند و به عمق احساسات و وضعیت درونی شاعر اشاره دارند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که درک آنها ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات نمادین و استعاری نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارند تا به درستی درک شوند.
غزل ۲۴۱ - از سرشک تلخ خود باشد شراب ناب ما
از سرشک تلخ خود باشد شراب ناب ما
چون زمین شور از خود می تراود آب ما ۱
آبروی گوهر از گرد یتیمی می شویم
بحر را سازد غبارآلود اگر سیلاب ما ۲
با کمال بی قراری دلنشین افتاده ایم
در کف آیینه لنگر می کند سیماب ما ۳
آه سرد ما جهانی را به شور آورده است
می کند کار نمک در دیده ها مهتاب ما ۴
از دل چاکیم در دیر و حرم با آبروی
کافر و مؤمن نمی پیچد سر از محراب ما ۵
بحر را وجد و سماع ما به شور آورده است
آه از آن ساعت که از گردش فتد گرداب ما ۶
بحر را سرپنجه مرجان نیندازد ز جوش
دست کوته دار زنهار از دل بی تاب ما ۷
استخوان در پیکر ما توتیا خواهد شدن
گر چنین گردد گران صائب ز غفلت خواب ما ۸
چون زمین شور از خود می تراود آب ما ۱
آبروی گوهر از گرد یتیمی می شویم
بحر را سازد غبارآلود اگر سیلاب ما ۲
با کمال بی قراری دلنشین افتاده ایم
در کف آیینه لنگر می کند سیماب ما ۳
آه سرد ما جهانی را به شور آورده است
می کند کار نمک در دیده ها مهتاب ما ۴
از دل چاکیم در دیر و حرم با آبروی
کافر و مؤمن نمی پیچد سر از محراب ما ۵
بحر را وجد و سماع ما به شور آورده است
آه از آن ساعت که از گردش فتد گرداب ما ۶
بحر را سرپنجه مرجان نیندازد ز جوش
دست کوته دار زنهار از دل بی تاب ما ۷
استخوان در پیکر ما توتیا خواهد شدن
گر چنین گردد گران صائب ز غفلت خواب ما ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۴۰ - گر زند آتش به جان رویش چنین آیینه را
گوهر بعدی:غزل ۲۴۲ - چون ندارد حرف ره در خلوت محجوب ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.