خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق نافرجام، رنج و فریادهای عاشقانه سخن میگوید. شاعر با اشاره به اسطورههایی مانند فرهاد و مجنون، درد عشق و ناکامی را بیان میکند. همچنین، از قدرت کلام و تأثیر آن بر جهان سخن میگوید و نشان میدهد که عشق و اندوه ناشی از آن، حتی طبیعت را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهٔ زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از اسطورهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۲۴۴ - از کمر بیرون نیامد تیشه فرهاد ما
از کمر بیرون نیامد تیشه فرهاد ما
کوه را برداشت از جا ناله و فریاد ما ۱
ما چو مجنون چشم آهو را سخنگو کرده ایم
گنگ ماند هر که گردن پیچد از ارشاد ما ۲
گر چه گوش باغبان را پرده انصاف نیست
داغ ها دارد چو برگ لاله از فریاد ما ۳
لوح امکان تنگ میدان است، ورنه می نمود
جوهر خود را زبان خامه فولاد ما ۴
گر چه ویرانیم، اما دلنشین افتاده ایم
سیل نتواند گذشتن از خراب آباد ما ۵
پشت ما باشد ز سنگ کودکان بر کوه قاف
نیست صحرایی چو مجنون عشق خوش بنیاد ما ۶
از دل ما برنمی آید نفس بی یاد تو
گر ترا هرگز به گرد دل نگردد یاد ما ۷
دست و پای صید می پیچد به هم از دیدنش
از کمند و دام مستغنی بود صیاد ما ۸
یوسفستانی است از زنجیریان هر حلقه اش
زلف او را کی بود پروای شب خوش باد ما؟ ۹
هر رگ سنگی شود انگشت زنهار دگر
سنگ را صائب فشارد دل اگر فریاد ما ۱۰
کوه را برداشت از جا ناله و فریاد ما ۱
ما چو مجنون چشم آهو را سخنگو کرده ایم
گنگ ماند هر که گردن پیچد از ارشاد ما ۲
گر چه گوش باغبان را پرده انصاف نیست
داغ ها دارد چو برگ لاله از فریاد ما ۳
لوح امکان تنگ میدان است، ورنه می نمود
جوهر خود را زبان خامه فولاد ما ۴
گر چه ویرانیم، اما دلنشین افتاده ایم
سیل نتواند گذشتن از خراب آباد ما ۵
پشت ما باشد ز سنگ کودکان بر کوه قاف
نیست صحرایی چو مجنون عشق خوش بنیاد ما ۶
از دل ما برنمی آید نفس بی یاد تو
گر ترا هرگز به گرد دل نگردد یاد ما ۷
دست و پای صید می پیچد به هم از دیدنش
از کمند و دام مستغنی بود صیاد ما ۸
یوسفستانی است از زنجیریان هر حلقه اش
زلف او را کی بود پروای شب خوش باد ما؟ ۹
هر رگ سنگی شود انگشت زنهار دگر
سنگ را صائب فشارد دل اگر فریاد ما ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۴۳ - داغ برگ عیش گردد در دل ناشاد ما
گوهر بعدی:غزل ۲۴۵ - صبح بر خورشید می لرزد ز آه سرد ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.