هوش مصنوعی: این شعر از طالب، با تصاویر شاعرانه و استعاره‌های عمیق، به بیان دردها و رنج‌های انسان می‌پردازد. شاعر از طبیعت و عناصر آن مانند خورشید، کوه، و گلستان برای بیان احساسات خود استفاده می‌کند. همچنین، به مفاهیمی مانند شکست، مقاومت، و عشق اشاره دارد. در پایان، شعر به غزلی از صائب پاسخ می‌دهد و بر عزت و شرافت انسان تأکید می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده و زبان شاعرانه نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی ادبی دارد.

غزل ۲۴۵ - صبح بر خورشید می لرزد ز آه سرد ما

صبح بر خورشید می لرزد ز آه سرد ما
کوه می دزدد کمر در زیر بار درد ما ۱

از رگ خامی نباشد میوه ما ریشه دار
پختگی پیداست چون آتش ز رنگ زرد ما ۲

فتح ما آزاد مردان در شکست خود بود
گو دل از ما جمع دارد دشمن نامرد ما ۳

می شود مژگان آتشبار، هر خاری که هست
بر گلستان بگذرد گر آه غم پرورد ما ۴

بازی ما گر چه اول خام می آید به چشم
در عقب دارد تماشاهای رنگین، نرد ما ۵

دامن صحرا ز اشک آهوان شد لاله زار
روی در حی کرد تا مجنون صحراگرد ما ۶

ناز پرورد خرام قامت رعنای اوست
برنمی خیزد به تعظیم قیامت، گرد ما ۷

این جواب آن غزل صائب که طالب گفته است
بعد ازین از خاک، معشوقانه خیزد گرد ما ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۳۳۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۴۴ - از کمر بیرون نیامد تیشه فرهاد ما
گوهر بعدی:غزل ۲۴۶ - در گذر ای آسمان از وادی آزار ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.