هوش مصنوعی:
این شعر از مولانا (یا شاعری با سبک مشابه) بیانگر روحیهی بخشندگی، عشق، و از خودگذشتگی است. شاعر از ریختن گل بر دیوانه، ریختن آبرو در میخانه، و بخشیدن همهچیز بدون انتظار پاداش سخن میگوید. همچنین، مفاهیمی مانند عشق، رندی، و پذیرش سختیهای زندگی در آن دیده میشود.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی اشارات به میخانه و عشق زمینی ممکن است نیاز به بلوغ فکری برای تفسیر صحیح داشته باشد.
غزل ۲۷۸ - خار در پیراهن فرزانه می ریزیم ما
خار در پیراهن فرزانه می ریزیم ما
گل به دامن بر سر دیوانه می ریزیم ما ۱
قطره گوهر می شود در دامن بحر کرم
آبروی خویش در میخانه می ریزیم ما ۲
در خطرگاه جهان فکر اقامت می کنیم
در گذار سیل، رنگ خانه می ریزیم ما ۳
در دل ما شکوه خونین نمی گردد گره
هر چه در شیشه است، در پیمانه می ریزیم ما ۴
در بساط ما چو ابر نوبهاران بخل نیست
هر چه می آید به کف، رندانه می ریزیم ما ۵
انتظار قتل نامردی است در آیین عشق
خون خود چون کوهکن مردانه می ریزیم ما ۶
درد خود را می کنیم اظهار پیش عاقلان
در زمین شور دایم دانه می ریزیم ما ۷
هر چه نتوانیم با خود برد ازین عبرت سرا
هست تا فرصت، برون از خانه می ریزیم ما ۸
بس که سختی دیده ایم از زندگانی چون شرار
خرده جان را سبکروحانه می ریزیم ما ۹
تلخکام از نخل بارآور گذشتن مشکل است
سنگ چون اطفال بر دیوانه می ریزیم ما ۱۰
خوشه امید ما خواهد به گردون سر کشید
در زمین خاکساری دانه می ریزیم ما ۱۱
همت ما را نظر بر کاسه دریوزه نیست
بحر جای قطره در پیمانه می ریزیم ما ۱۲
در حریم زلف اگر نگشاید از ما هیچ کار
آبی از مژگان به دست شانه می ریزیم ما ۱۳
می شود معشوق عاشق چون کند قالب تهی
شمع از خاکستر پروانه می ریزیم ما ۱۴
ریزش ما را نظر صائب به استحقاق نیست
پیش هر مرغی که باشد دانه می ریزیم ما ۱۵
گل به دامن بر سر دیوانه می ریزیم ما ۱
قطره گوهر می شود در دامن بحر کرم
آبروی خویش در میخانه می ریزیم ما ۲
در خطرگاه جهان فکر اقامت می کنیم
در گذار سیل، رنگ خانه می ریزیم ما ۳
در دل ما شکوه خونین نمی گردد گره
هر چه در شیشه است، در پیمانه می ریزیم ما ۴
در بساط ما چو ابر نوبهاران بخل نیست
هر چه می آید به کف، رندانه می ریزیم ما ۵
انتظار قتل نامردی است در آیین عشق
خون خود چون کوهکن مردانه می ریزیم ما ۶
درد خود را می کنیم اظهار پیش عاقلان
در زمین شور دایم دانه می ریزیم ما ۷
هر چه نتوانیم با خود برد ازین عبرت سرا
هست تا فرصت، برون از خانه می ریزیم ما ۸
بس که سختی دیده ایم از زندگانی چون شرار
خرده جان را سبکروحانه می ریزیم ما ۹
تلخکام از نخل بارآور گذشتن مشکل است
سنگ چون اطفال بر دیوانه می ریزیم ما ۱۰
خوشه امید ما خواهد به گردون سر کشید
در زمین خاکساری دانه می ریزیم ما ۱۱
همت ما را نظر بر کاسه دریوزه نیست
بحر جای قطره در پیمانه می ریزیم ما ۱۲
در حریم زلف اگر نگشاید از ما هیچ کار
آبی از مژگان به دست شانه می ریزیم ما ۱۳
می شود معشوق عاشق چون کند قالب تهی
شمع از خاکستر پروانه می ریزیم ما ۱۴
ریزش ما را نظر صائب به استحقاق نیست
پیش هر مرغی که باشد دانه می ریزیم ما ۱۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۵
۳۸۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۷۷ - اشک پیش مردم فرزانه می ریزیم ما
گوهر بعدی:غزل ۲۷۹ - گر به ظاهر چون لب پیمانه خاموشیم ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.