هوش مصنوعی: این شعر از صائب تبریزی بیانگر احساسات عمیق و متناقضی مانند شادی و غم، امید و ناامیدی است. شاعر از تضادهای درونی مانند خنده و گریه، خون و رحمت، و هنر و عیب سخن می‌گوید. همچنین، به مفاهیمی مانند تقدیر، صبر و انتظار برای بهبودی اشاره دارد. در نهایت، شعر به این نتیجه می‌رسد که تمام این احساسات و رویدادها تحت اراده الهی است.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند غم و ناامیدی نیاز به بلوغ فکری دارد تا به درستی درک شود.

غزل ۲۹۲ - خنده ها بر شمع دارد دیده گریان ما

خنده ها بر شمع دارد دیده گریان ما
مو نمی گنجد میان گریه و مژگان ما ۱

صحبت ما میهمان را سیر می سازد ز جان
جز لب افسوس نبود لقمه ای بر خوان ما ۲

خون ما روی زمین را شستشویی می دهد
در تنور خاک چون پنهان شود طوفان ما؟ ۳

خون غیرت در دل رحمت نمی آید به جوش
تا نگردد لاله زار از داغ می دامان ما ۴

در سواد دیده ما عیب می گردد هنر
سنگ گوهر می شود در پله میزان ما ۵

بازی عشرت مخور از خنده ما همچو برق
گریه ها در پرده دارد چهره خندان ما ۶

ما چرا سر در سر اندیشه سامان کنیم؟
آن که سر داده است، آخر می دهد سامان ما ۷

این جواب آن غزل صائب که ملا گفته است
از پی آن آفتاب است اشک چون باران ما ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۴۱۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۹۱ - سرخ رو می گردد از ریزش کف احسان ما
گوهر بعدی:غزل ۲۹۳ - دلبر محجوب می خواهد دل پر خون ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.