خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از صائب تبریزی، با استفاده از تصاویر و استعارههای زیبا، به توصیف عشق، حسرت، و جذابیت معشوق میپردازد. شاعر از زلف یار، چشمهای فتنهانگیز او، و تأثیرات عشق بر روح و جان سخن میگوید. همچنین، مفاهیمی مانند بیداری معنوی، ایثار، و عشق خالصانه نیز در ابیات دیده میشود.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی ادبی نیاز دارد. همچنین، برخی از استعارهها و مفاهیم ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۳۰۵ - پخته می گردند از سودای زلفش خام ها
پخته میگردند از سودای زلفش خامها
این ره باریک، رهرو را دهد اندامها ۱
این غزالی را که من صیاد او گردیدهام
چشم حسرت میشود در رهگذارش دامها ۲
قاصد بیرحم اگر از خود نسازد حرف را
میبرد چون بوسه دل، شیرینی پیغامها ۳
فتنه چشم تو تا بیدار شد از خواب ناز
در شکر شد خواب شیرین تلخ بر بادامها ۴
دیده چون دستار کن از گریه کز چشم سفید
کعبه دیدار دارد جامه احرامها ۵
چون گره بگشایی از مو، شام گردد صبحها
پرده چون بگشایی از رو، صبح گردد شامها ۶
تا گذشت از بوستان مستانه سرو قامتت
بر گلوی قمریان شد طوق، خط جامها ۷
کار مزدوران بود خدمت به امید نوال
مخلصان را نیست صائب چشم بر انعامها ۸
این ره باریک، رهرو را دهد اندامها ۱
این غزالی را که من صیاد او گردیدهام
چشم حسرت میشود در رهگذارش دامها ۲
قاصد بیرحم اگر از خود نسازد حرف را
میبرد چون بوسه دل، شیرینی پیغامها ۳
فتنه چشم تو تا بیدار شد از خواب ناز
در شکر شد خواب شیرین تلخ بر بادامها ۴
دیده چون دستار کن از گریه کز چشم سفید
کعبه دیدار دارد جامه احرامها ۵
چون گره بگشایی از مو، شام گردد صبحها
پرده چون بگشایی از رو، صبح گردد شامها ۶
تا گذشت از بوستان مستانه سرو قامتت
بر گلوی قمریان شد طوق، خط جامها ۷
کار مزدوران بود خدمت به امید نوال
مخلصان را نیست صائب چشم بر انعامها ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۰۴ - تا ز چشم شوخ او در گردش آمد جام ها
گوهر بعدی:غزل ۳۰۶ - ای در آتش از گل روی تو نعل لاله ها
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.