خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از صائب تبریزی، به موضوعاتی مانند عشق، رنج عاشقان، جدایی از تعلقات دنیوی، و قدرت عشق در رهایی از تاریکیها میپردازد. شاعر از دردهای عشق و دوستان ناسازگار گلایه میکند و بر اهمیت گذشت و احسان تأکید دارد.
مفاهیم عمیق عرفانی و اجتماعی موجود در شعر، برای درک و ارتباط بهتر، به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد که معمولاً در نوجوانان بالای 16 سال یافت میشود.
غزل ۴۱۹ - متاب از کشتن ما ای غزال شوخ گردن را
متاب از کشتن ما ای غزال شوخ گردن را
که خون عاشقان باشد شفق این صبح روشن را ۱
مرا از صافی مشرب ز خود دانند هر قومی
که هر ظرفی به رنگ خود برآرد آب روشن را ۲
نهادی چون قدم در راه از دلبستگی بگذر
که می گردد گره در رشته سنگ راه، سوزن را ۳
بیفشان دانه احسان، ز برق فتنه ایمن شو
که جز نقش پی موران حصاری نیست خرمن را ۴
به زور عشق ازین زندان ظلمانی توان رستن
که جز رستم برون می آورد از چاه بیژن را؟ ۵
نمی گردد حریف نفس سرکش عقل دریا دل
چگونه زیر دست خویش سازد آب، روغن را؟ ۶
مکن از دور گردون شکوه، ای جویای آزادی
گشایش نیست بی سرگشتگی سنگ فلاخن را ۷
به دشمن می گریزم از نفاق دوستان صائب
که خار پا گوارا کرد بر من زخم سوزن را ۸
که خون عاشقان باشد شفق این صبح روشن را ۱
مرا از صافی مشرب ز خود دانند هر قومی
که هر ظرفی به رنگ خود برآرد آب روشن را ۲
نهادی چون قدم در راه از دلبستگی بگذر
که می گردد گره در رشته سنگ راه، سوزن را ۳
بیفشان دانه احسان، ز برق فتنه ایمن شو
که جز نقش پی موران حصاری نیست خرمن را ۴
به زور عشق ازین زندان ظلمانی توان رستن
که جز رستم برون می آورد از چاه بیژن را؟ ۵
نمی گردد حریف نفس سرکش عقل دریا دل
چگونه زیر دست خویش سازد آب، روغن را؟ ۶
مکن از دور گردون شکوه، ای جویای آزادی
گشایش نیست بی سرگشتگی سنگ فلاخن را ۷
به دشمن می گریزم از نفاق دوستان صائب
که خار پا گوارا کرد بر من زخم سوزن را ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۱۸ - گزیری از علایق نیست زیر چرخ یک تن را
گوهر بعدی:غزل ۴۲۰ - بدل زان با تپیدن های دل کردم دویدن را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.