هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به موضوعاتی مانند جبر و سرنوشت، آزادی، عشق، و تفاوتهای ذاتی بین انسانها میپردازد. شاعر از مفاهیمی مانند جنون، عقل، آزادی، و نابرابریهای زندگی سخن میگوید و با استفاده از استعارههایی مانند چاه بیژن و رستم، به محدودیتهای انسان در رسیدن به آزادی اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهٔ زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از استعارهها و اشارات تاریخی ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم باشد.
غزل ۴۱۸ - گزیری از علایق نیست زیر چرخ یک تن را
گزیری از علایق نیست زیر چرخ یک تن را
رهایی نیست زین خار شلایین هیچ دامن را ۱
جنون دوری از عقل گرانجان کرد آزادم
که می گردد دل از سرگشتگی خالی فلاخن را ۲
به پایان زود می آید، بود شمعی که روشنتر
درین عالم اقامت کم بود جانهای روشن را ۳
میسر نیست آزادی ز خود بی همت مردان
که جز رستم برون می آورد از چاه بیژن را؟ ۴
دم جان بخش را تأثیر در آهن دلان نبود
نسازد قرب روح الله روشن، چشم سوزن را ۵
ندارد سیری از روی نکو، چشم نظربازان
تهی چشمی نگردد کم ز مهر و ماه، روزن را ۶
ندارد عاقبت بین شکوه صائب از سیه بختی
که حق بیش است بر آیینه از گلزار، گلخن را ۷
رهایی نیست زین خار شلایین هیچ دامن را ۱
جنون دوری از عقل گرانجان کرد آزادم
که می گردد دل از سرگشتگی خالی فلاخن را ۲
به پایان زود می آید، بود شمعی که روشنتر
درین عالم اقامت کم بود جانهای روشن را ۳
میسر نیست آزادی ز خود بی همت مردان
که جز رستم برون می آورد از چاه بیژن را؟ ۴
دم جان بخش را تأثیر در آهن دلان نبود
نسازد قرب روح الله روشن، چشم سوزن را ۵
ندارد سیری از روی نکو، چشم نظربازان
تهی چشمی نگردد کم ز مهر و ماه، روزن را ۶
ندارد عاقبت بین شکوه صائب از سیه بختی
که حق بیش است بر آیینه از گلزار، گلخن را ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۴۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۱۷ - ز رنجش نیست خوشتر هیچ خلقی تندخویان را
گوهر بعدی:غزل ۴۱۹ - متاب از کشتن ما ای غزال شوخ گردن را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.