هوش مصنوعی: این متن شعری است که از مفاهیم عرفانی و فلسفی مانند بیداری روحانی، گذر زمان، ارزش وجودی انسان و ناپایداری دنیا سخن می‌گوید. شاعر از خواننده می‌خواهد که از خواب غفلت برخیزد و به ارزش واقعی زندگی و وجود خود پی ببرد. همچنین، به مفاهیمی مانند اقبال، خاک، غبار، و چرخ زمان اشاره می‌کند که نمادهایی از ناپایداری و گذرایی دنیا هستند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از نمادها و استعاره‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۲۶۳۹ - برخیز که صبح است و صبوح است و سکاری

بَرخیز که صُبح است و صَبوح است و سُکاری
بُگْشایْ کِنار، آمد آن یارِ کِناری ۱

بَرخیز بیا دَبدَبهٔ عُمرِ اَبَد بین
رَستَند و گُذشتند زِدَم‌‌هایِ شُماری ۲

آن رفت که اِقْبال بِخارید سَرِ ما
ای دل سَرِ اِقْبال ازین بار، تو خاری ۳

گنجی تو، عَجَب نیست که در تودهٔ خاکی
ماهی تو، عَجَب نیست که در گَرد و غُباری ۴

اَنْدَر حَرَمِ کعبهٔ اِقْبال خُرامید
از بادیه ایمِن شُده، وَزْ نازِ مُکاری ۵

گَردان شُده بین چَرخ که صد ماه دَرو هست
جُز تابشِیک روزه، تو ای چَرخْ چه داری؟ ۶

آن ساغَرِ جان که مَلَکُ الْمَوتِ اَجَل شُد
نی شورش دل آرَد و نی رنجِ خُماری ۷

بس کُن که اگر جان بِخورَد صورتِ ما را
صد عُذر بخواهد لَبَش از خوب عِذاری ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۴۷۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۶۳۸ - ای آنکه به دل‌ها ز حسد خار خلیدی
گوهر بعدی:غزل ۲۶۴۰ - مگریز ز آتش، که چنین خام بمانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.