هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی است که از استعارههای دریایی مانند کشتی، باد، موج و دریا برای بیان مفاهیم عمیق عرفانی و روحانی استفاده میکند. شاعر از عشق، طلب، رهایی و سفر روحانی سخن میگوید و به مفاهیمی مانند وحدت، غفلت، عقل و عشق اشاره دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و استعارههای پیچیده است که درک آنها به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی نیاز دارد. بنابراین برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است.
غزل ۴۳۵ - هوا ابرست، پر کن از شراب ناب کشتی را
هوا ابرست، پر کن از شراب ناب کشتی را
که از باد موافق بهترست این آب کشتی را ۱
چو دل شد آب، پشت خود به دیوار فراغت ده
که این دریا کند یک لقمه با اسباب کشتی را ۲
خط جام از غم عالم مرا دارالامانی شد
کمند وحدتی گردید این گرداب کشتی را ۳
غرور دل یکی صد گشت از سجاده تقوی
ز غفلت بادبان شد پرده های خواب کشتی را ۴
ز دست ناخدای عقل، کاری برنمی آید
سبک سازد نهنگ عشق از اسباب کشتی را ۵
رهایی می دهد درد طلب دل را ازین عالم
به ساحل می برد این موجه بی تاب کشتی را ۶
دل آسوده نبود بی قراران محبت را
چه آسایش بود در قلزم سیماب کشتی را؟ ۷
ز نعل واژگون آسمان امید آن دارم
که از سرگشتگی آرد برون گرداب کشتی را ۸
به ساحل می تواند برد رخت از فیض یکرنگی
چو موج آن کس که سامان می دهد از آب کشتی را ۹
نظر گفتم دهم آب از عقیق او، ندانستم
که دریایی کند آن گوهر سیراب کشتی را ۱۰
ز تدبیر معلم دل کجا ساکن شود صائب؟
در آن دریا که لنگر می کند بی تاب کشتی را ۱۱
که از باد موافق بهترست این آب کشتی را ۱
چو دل شد آب، پشت خود به دیوار فراغت ده
که این دریا کند یک لقمه با اسباب کشتی را ۲
خط جام از غم عالم مرا دارالامانی شد
کمند وحدتی گردید این گرداب کشتی را ۳
غرور دل یکی صد گشت از سجاده تقوی
ز غفلت بادبان شد پرده های خواب کشتی را ۴
ز دست ناخدای عقل، کاری برنمی آید
سبک سازد نهنگ عشق از اسباب کشتی را ۵
رهایی می دهد درد طلب دل را ازین عالم
به ساحل می برد این موجه بی تاب کشتی را ۶
دل آسوده نبود بی قراران محبت را
چه آسایش بود در قلزم سیماب کشتی را؟ ۷
ز نعل واژگون آسمان امید آن دارم
که از سرگشتگی آرد برون گرداب کشتی را ۸
به ساحل می تواند برد رخت از فیض یکرنگی
چو موج آن کس که سامان می دهد از آب کشتی را ۹
نظر گفتم دهم آب از عقیق او، ندانستم
که دریایی کند آن گوهر سیراب کشتی را ۱۰
ز تدبیر معلم دل کجا ساکن شود صائب؟
در آن دریا که لنگر می کند بی تاب کشتی را ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۴۴۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۳۴ - سمندر کرد اشک گرم من مرغان آبی را
گوهر بعدی:غزل ۴۳۶ - دلم خاک مراد خویش داند نامرادی را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.