هوش مصنوعی:
این شعر از صائب تبریزی، غم و اندوه پیری و یادآوری روزهای جوانی را بیان میکند. شاعر از ندامت، عشق پنهان، رنجهای درونی و امید به دیدار معشوق سخن میگوید. همچنین، او به شجاعت و فداکاری در عشق اشاره کرده و از بیدردی معشوق در آموزش جانسپاری به عاشق انتقاد میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی، عشق و رنجهای درونی است که درک آنها برای نوجوانان کمسنوسال دشوار است. همچنین، برخی از مضامین مانند ندامت و پیری ممکن است برای خوانندگان جوان تر سنگین باشد.
غزل ۴۴۳ - مده از دست در پیری شراب ارغوانی را
مده از دست در پیری شراب ارغوانی را
شراب کهنه از دل می برد یاد جوانی را ۱
ندامت چون لبم را در ته دندان نفرساید؟
چو گل در خنده کردم صرف، ایام جوانی را ۲
چه خون ها می خورم در پرده دل تا نگه دارم
ز چشم سوزن نامحرم این زخم نهانی را ۳
به عاشق می دهی تعلیم جان دادن، چه بی دردی!
چراغ صبح می داند طریق جان فشانی را ۴
زبون کش نیستم چون باد صبح از پرتو همت
وگرنه یاد می دادم به شمع آتش زبانی را ۵
به امیدی که چون باد بهار از در درون آیی
چو گل در دست خود داریم نقد زندگانی را ۶
عجب دارم که بردارد به تن عذر مرا صائب
به جان آزرده ام از خویشتن آن یار جانی را ۷
شراب کهنه از دل می برد یاد جوانی را ۱
ندامت چون لبم را در ته دندان نفرساید؟
چو گل در خنده کردم صرف، ایام جوانی را ۲
چه خون ها می خورم در پرده دل تا نگه دارم
ز چشم سوزن نامحرم این زخم نهانی را ۳
به عاشق می دهی تعلیم جان دادن، چه بی دردی!
چراغ صبح می داند طریق جان فشانی را ۴
زبون کش نیستم چون باد صبح از پرتو همت
وگرنه یاد می دادم به شمع آتش زبانی را ۵
به امیدی که چون باد بهار از در درون آیی
چو گل در دست خود داریم نقد زندگانی را ۶
عجب دارم که بردارد به تن عذر مرا صائب
به جان آزرده ام از خویشتن آن یار جانی را ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۷۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۴۲ - به عصیان مگذران زنهار ایام جوانی را
گوهر بعدی:غزل ۴۴۴ - به آهی می توان از خود برآوردن جهانی را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.