هوش مصنوعی: این شعر با استفاده از استعاره‌های زیبا و عمیق، به موضوعات مختلف زندگی مانند گذر زمان، تنهایی، مرگ، دوستی و اهمیت زندگی آگاهانه می‌پردازد. شاعر از عناصری مانند آفتاب، سیاهی، آب، کتاب، خواب و بیداری برای بیان مفاهیم فلسفی و اخلاقی استفاده می‌کند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در شعر برای درک و تجربه نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل‌درک نباشد.

غزل ۴۴۶ - کسوفی هست دایم آفتاب زندگانی را

کسوفی هست دایم آفتاب زندگانی را
سیاهی لازم افتاده است آب زندگانی را ۱

مده چون غافلان سر رشته تار نفس از کف
که بی شیرازه می سازی کتاب زندگانی را ۲

حیات جاودان بی دوستان مرگی است پا بر جا
به تنهایی مخور چون خضر آب زندگانی را ۳

بساط آفرینش را دل آگاه چون باشد؟
که خواب مرگ، بیداری است خواب زندگانی را ۴

عنان سیل را هرگز شکست پل نمی گیرد
نگردد قد خم مانع شتاب زندگانی را ۵

اگر نسیه است فردای جزا پیش گرانخوابان
قیامت نقد باشد، خود حساب زندگانی را ۶

نباشد برق عالمسوز را رنگی ز خاکستر
ز دوزخ نیست پروایی کباب زندگانی را ۷

خمار باده شب می کند گل در سحرگاهان
قیامت می کند تعبیر خواب زندگانی را ۸

سیه گردد به اندک فرصتی روز کهنسالان
لب بامی است پیری آفتاب زندگانی را ۹

کنم خاک عدم را توتیا، تا کرده ام صائب
تماشا عالم پر انقلاب زندگانی را ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۳۶۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۴۵ - نه هر چشمی سزاوارست رخسار معانی را
گوهر بعدی:غزل ۴۴۷ - غنیمت دان درین وحشت سرا خلوت گزینی را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.