هوش مصنوعی: این متن شعری است که به موضوعات عشق، بی‌وفایی، رنج‌های عاشقانه و ناامیدی‌های ناشی از آن می‌پردازد. شاعر از احساسات خود در برابر معشوق بی‌وفا سخن می‌گوید و به مفاهیمی مانند جدایی، فریب و رنج‌های عشقی اشاره دارد. همچنین، تمثیل‌هایی از طبیعت مانند دریا، گل و خزان برای بیان این احساسات استفاده شده است.
رده سنی: 16+ متن شامل مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند بی‌وفایی و رنج‌های عشقی نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد.

غزل ۴۴۹ - رسانیده است حسن او به جایی بی وفایی را

رسانیده است حسن او به جایی بی وفایی را
که عشاق از خدا خواهند تقریب جدایی را ۱

مرا سرگشته دارد چشم بی پروا نگاه او
نگردد هیچ کس یارب هدف تیر هوایی را! ۲

تویی کز آشنایان گرد بر می آوری، ورنه
رعایت می کند دریا حقوق آشنایی را ۳

زمین ساده لوحان زود رنگ همنشین گیرد
که دارد گل ز شبنم یاد رسم بی وفایی را ۴

خزان بی مروت کرد بیدادی درین گلشن
که برگ عیش می دانند مردم بینوایی را ۵

بپوش از خودنمایی چشم اگر آسودگی خواهی
که زیر پاست آتش های عالم خودنمایی را ۶

ز حرف عشق رسوای جهان شد زاهد خودبین
به از ده پرده داری نیست عقل روستایی را ۷

شود چون شانه هر مو بر تنش انگشت زنهاری
اسیر زلف او در خواب اگر بیند رهایی را ۸

ندامت می رسد صائب به فریاد خطاکاران
که خون در ناف گردد مشک آهوی ختایی را ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۴۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۴۸ - زر و سیم جهان در پرده دارد عمر کاهی را
گوهر بعدی:غزل ۴۵۰ - خرابی باعث تعمیر باشد بینوایی را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.