هوش مصنوعی:
این شعر از صائب تبریزی به موضوعاتی همچون فقر، ناامیدی، بیعدالتی، و رنجهای انسانی میپردازد. شاعر از مفاهیمی مانند گدایی، کوری، سختدلی انسانها، و بیتأثیری آههای هوسناک سخن میگوید. همچنین، به مسائلی مانند جدایی، کهنسالی، و ناتوانی در ادای حق آشنایی اشاره دارد.
رده سنی:
16+
این شعر حاوی مفاهیم عمیق فلسفی و اجتماعی است که درک آن برای مخاطبان کمسنوسال دشوار است. همچنین، برخی از مضامین مانند فقر، ناامیدی، و بیعدالتی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال سنگین باشد.
غزل ۴۵۰ - خرابی باعث تعمیر باشد بینوایی را
خرابی باعث تعمیر باشد بینوایی را
که کوری کاسه دریوزه می گردد گدایی را ۱
کند با سخت رویان چرب نرمی بیشتر دوران
بود با استخوان پیوند دیگر، مومیایی را ۲
نباشد یک قلم تأثیر با آه هوسناکان
به خون رنگین نگردد بال و پر، تیر هوایی را ۳
اگر در سیر از چوگان ید طولی طمع داری
درین میدان چو گو تحصیل کن بی دست و پایی را ۴
نباشد ز اقتباس نور، چشم ماه را سیری
الهی هیچ کافر نشکند نان گدایی را ۵
ندارد گریه افسوس با اعمال بد سودی
که در جنس آب کردن، می فزاید ناروایی را ۶
به مغزم بوی خون می آید امروز از تماشایش
که مالیده است بر چشم خود آن دست حنایی را؟ ۷
شود آسان دل از جان بر گرفتن در کهنسالی
که در فصل خزان، برگ از هوا گیرد جدایی را ۸
ازان پهلو تهی از دوستداران می کنم صائب
که نتوانم به جا آورد حق آشنایی را ۹
که کوری کاسه دریوزه می گردد گدایی را ۱
کند با سخت رویان چرب نرمی بیشتر دوران
بود با استخوان پیوند دیگر، مومیایی را ۲
نباشد یک قلم تأثیر با آه هوسناکان
به خون رنگین نگردد بال و پر، تیر هوایی را ۳
اگر در سیر از چوگان ید طولی طمع داری
درین میدان چو گو تحصیل کن بی دست و پایی را ۴
نباشد ز اقتباس نور، چشم ماه را سیری
الهی هیچ کافر نشکند نان گدایی را ۵
ندارد گریه افسوس با اعمال بد سودی
که در جنس آب کردن، می فزاید ناروایی را ۶
به مغزم بوی خون می آید امروز از تماشایش
که مالیده است بر چشم خود آن دست حنایی را؟ ۷
شود آسان دل از جان بر گرفتن در کهنسالی
که در فصل خزان، برگ از هوا گیرد جدایی را ۸
ازان پهلو تهی از دوستداران می کنم صائب
که نتوانم به جا آورد حق آشنایی را ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۲۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۴۹ - رسانیده است حسن او به جایی بی وفایی را
گوهر بعدی:غزل ۴۵۱ - کند لیلی چنین گر جلوه مستانه در صحرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.