هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی است که به مفاهیمی مانند عدم، هستی، مستی معنوی و رهایی از تعلقات دنیوی میپردازد. شاعر از مخاطب میخواهد که از دلبستگیهای مادی دوری کند و به سمت حقیقت و معنویت حرکت نماید. همچنین، از شمس تبریزی به عنوان نماد نور و هدایت یاد میشود.
رده سنی:
18+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۲۶۴۲ - زان جای بیا خواجه بدین جای نه جایی
زان جایْ بیا خواجه بدین جایِ نه جایی
کین جاست تو را خانه، کجایی تو، کجایی؟ ۱
آن جا که نه جای است، چَراگاهِ تو بودهست
زین شُهره چَراگاه، تو مَحْروم چرایی؟ ۲
جانْدار سَراپَردهٔ سُلطانِ عَدَم باش
تا بازرَهی از دَم این جانِ هوایی ۳
گَهْ پایْ مَشو گَه سَر، بُگْریز ازین سو
مَستیّ و خَرابی نِگَر و بیسَر و پایی ۴
ای راهنمای از میْ و مَنْزِل چو شَوی مَست
نی راه به خود دانی و نی راه نِمایی ۵
مَستانِ اَزَل در عَدَم و مَحو چَریدند
کَزْ نیست بُوَد قاعِدِهٔ هست نِمایی ۶
جان بر زَبَرِ هَمدِگَر افتاده زِمَستی
هَمچون خُتَنِ غَیب، پُر از تُرکِ خَطایی ۷
این نَعْرهزنان گشته که، هَیهایْ چه خوبی
وان سَجده کُنان گشته که بس روحْ فَزایی ۸
مَخْدومْ خداوندی، شَمسُ الْحَقِ تبریز
هم نورِ زمینی تو و خورشیدِ سَمایی ۹
کین جاست تو را خانه، کجایی تو، کجایی؟ ۱
آن جا که نه جای است، چَراگاهِ تو بودهست
زین شُهره چَراگاه، تو مَحْروم چرایی؟ ۲
جانْدار سَراپَردهٔ سُلطانِ عَدَم باش
تا بازرَهی از دَم این جانِ هوایی ۳
گَهْ پایْ مَشو گَه سَر، بُگْریز ازین سو
مَستیّ و خَرابی نِگَر و بیسَر و پایی ۴
ای راهنمای از میْ و مَنْزِل چو شَوی مَست
نی راه به خود دانی و نی راه نِمایی ۵
مَستانِ اَزَل در عَدَم و مَحو چَریدند
کَزْ نیست بُوَد قاعِدِهٔ هست نِمایی ۶
جان بر زَبَرِ هَمدِگَر افتاده زِمَستی
هَمچون خُتَنِ غَیب، پُر از تُرکِ خَطایی ۷
این نَعْرهزنان گشته که، هَیهایْ چه خوبی
وان سَجده کُنان گشته که بس روحْ فَزایی ۸
مَخْدومْ خداوندی، شَمسُ الْحَقِ تبریز
هم نورِ زمینی تو و خورشیدِ سَمایی ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۵۶۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۶۴۱ - گیرم که نبینی رخ آن دختر چینی
گوهر بعدی:غزل ۲۶۴۳ - ای شاه تو ترکی، عجمی وار چرایی؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.