هوش مصنوعی: این شعر از صائب تبریزی به موضوعاتی مانند عشق، رنج، تحمل، و ناامیدی می‌پردازد. شاعر از دردهای عشق، پیری، و ناکامی‌های زندگی سخن می‌گوید و با استفاده از استعاره‌های زیبا مانند آتش، خاک، و تیرگی دل، احساسات عمیق خود را بیان می‌کند. همچنین، انتقادی به زاهدان خشک و دنیای مادی دارد و بر اهمیت اهل دل تأکید می‌کند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و انتقادی در این شعر نیاز به درک و تجربه‌ی بالاتری دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و رنج ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین باشد.

غزل ۵۰۷ - از نظر کرد نهان خط رخ آن مهوش را

از نظر کرد نهان خط رخ آن مهوش را
پردگی ساخت شب دل سیه این آتش را ۱

چون برآید نفس از سوختگان در بزمی
که نمک سرمه آواز شود آتش را؟ ۲

زاهد خشک برآورد مرا از مشرب
چون سفالی که کند جذب، می بی غش را ۳

آه در سینه من محنت پیری نگذاشت
که کمان دل تهی از تیر کند ترکش را ۴

خصم سرکش شود از راه تحمل مغلوب
خاک خاموش به از آب کند آتش را ۵

پرده تیرگی دل نشود رخت سفید
چه دهی عرض به صراف، زر روکش را؟ ۶

در شبستان لحد تلخ نگردد خوابش
هر که در زندگی از خاک کند مفرش را ۷

نبرد زخم زبان سرکشی از طینت عشق
چون خس و خار شود بند زبان آتش را؟ ۸

بر سر رحم نیامد به زر و زاری و زور
به چه تدبیر کنم رام، من آن سرکش را؟ ۹

هر کجا اهل دلی نیست مزن دم صائب
نتوان خواند به هر کس سخن دلکش را ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۳۷۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۰۶ - نیست اندیشه ای از زخم زبان سرکش را
گوهر بعدی:غزل ۵۰۸ - تا به حدی است لطافت رخ پرتابش را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.