خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از صائب تبریزی بیانگر عشق و جنون عاشقانه، رنجهای عشق، و تشبیههای زیبا از طبیعت و احساسات درونی است. شاعر از درد عشق، تشنگی دل، و خون جاری از دل سوخته سخن میگوید و از مژگان معشوق به عنوان تیغی تشنه خون یاد میکند. همچنین، او به شکرگزاری از محبتهای معشوق اشاره میکند، هرچند که بار این احسان سنگین است.
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده مانند 'خون جاری از دل' و 'تیغ مژگان' ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار یا نامناسب باشد. همچنین، درک کامل این شعر نیاز به آشنایی با ادبیات کهن فارسی دارد.
غزل ۵۱۷ - نوخطی سلسله جنبان جنون است مرا
نوخطی سلسله جنبان جنون است مرا
سبزه نیمرسی تشنه خون است مرا ۱
چشم بدبین به خط پشت لب او مرساد!
که به آن تنگ دهن راهنمون است مرا ۲
از دل سوخته خونم به چکیدن نرسد
کاسه هر چند که چون لاله نگون است مرا ۳
بود اگر قافله سالار غزالان مجنون
این زمان توشه کش دشت جنون است مرا ۴
گر کنی خون به دل من همه عمر کم است
تیغ مژگان تو گر تشنه خون است مرا ۵
بس که خون در دل ازین دوست نمایان دارم
دیدن دشمن خونخوار، شگون است مرا ۶
به زبان گر نکنم شکر ترا، معذورم
بار احسان تو از برگ فزون است مرا ۷
نکنم با گل بی خار، مبدل صائب
خارخاری که ازان گل به درون است مرا ۸
سبزه نیمرسی تشنه خون است مرا ۱
چشم بدبین به خط پشت لب او مرساد!
که به آن تنگ دهن راهنمون است مرا ۲
از دل سوخته خونم به چکیدن نرسد
کاسه هر چند که چون لاله نگون است مرا ۳
بود اگر قافله سالار غزالان مجنون
این زمان توشه کش دشت جنون است مرا ۴
گر کنی خون به دل من همه عمر کم است
تیغ مژگان تو گر تشنه خون است مرا ۵
بس که خون در دل ازین دوست نمایان دارم
دیدن دشمن خونخوار، شگون است مرا ۶
به زبان گر نکنم شکر ترا، معذورم
بار احسان تو از برگ فزون است مرا ۷
نکنم با گل بی خار، مبدل صائب
خارخاری که ازان گل به درون است مرا ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۱۶ - نفس سوخته روشنگر جان است مرا
گوهر بعدی:غزل ۵۱۸ - دل پریخانه آن روی چو ماه است مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.