هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از صائب تبریزی، بیانگر درد و رنج عشق، دوری از معشوق و توصیف حالات روحی شاعر است. شاعر از عشق به معشوقی که مانند یوسف زیباست سخن می‌گوید و از درد فراق و ناتوانی در رسیدن به او می‌نالد. همچنین، اشاراتی به مفاهیم عرفانی مانند سوزش عشق و بی‌اعتنایی به گناه در راه عشق دارد.
رده سنی: 16+ متن شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات مانند 'سوخته نفس' و 'چکیدن خون' ممکن است برای سنین پایین نامناسب باشد.

غزل ۵۱۸ - دل پریخانه آن روی چو ماه است مرا

دل پریخانه آن روی چو ماه است مرا
یوسفی در بن هر موی به چاه است مرا ۱

آه من چون علم صبح قیامت نشود؟
الف قامت او سرخط آه است مرا ۲

همچو کبکی که فتد سایه شاهین به سرش
دل سراسیمه ازان پر کلاه است مرا ۳

با کلاه نمد از هر دو جهان آزادم
سایه بال هما بخت سیاه است مرا ۴

چون قلم، گام نخستین، نفسم سوخته است
در ره شوق کجا فرصت آه است مرا؟ ۵

می چکد خون چو کباب از نفس دعوی من
با چنین سوز چه حاجت به گواه است مرا؟ ۶

جرم ایام خرد قابل بخشیدن نیست
ورنه با عشق چه پروای گناه است مرا؟ ۷

از تماشای تو ای مایه امید جهان
غیر افسوس چه در دست نگاه است مرا؟ ۸

منزل عشق چو خورشید بود پا به رکاب
ورنه صائب چه غم از دوری راه است مرا؟ ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۶۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۱۷ - نوخطی سلسله جنبان جنون است مرا
گوهر بعدی:غزل ۵۱۹ - گل داغ است اگر تاج زری هست مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.