خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از درد عشق و جدایی مینالد و از بیوفایی دنیا و ناملایمات زندگی شکایت میکند. او از زخمهای عشق، بیاعتنایی معشوق، و ناپایداری روزگار سخن میگوید و از سرنوشت تلخ خود گله میکند.
متن دارای مضامین عاشقانه و عرفانی پیچیده است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و شکایت از روزگار نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۵۳۳ - برسانید به خاک قدم یار مرا
برسانید به خاک قدم یار مرا
که رسانید به جان این دل بیمار مرا ۱
وقت نازک تر ازان موی میان گردیده است
می کنی رحمی اگر بر دل افگار مرا ۲
زخمی غیرت خارم، ز چمن بیزارم
می گزد خنده گل بیشتر از خارمرا ۳
عقده در کار من از غنچه دهان دگرست
ناخن گل نگشاید گره از کار مرا ۴
شکوه از کوتهی بخت، گل بی دردی است
می رسد نیش ز خار سر دیوار مرا ۵
گوهر قدر خود و قیمت من می شکنی
مبر ای چرخ فرومایه به بازار مرا ۶
به سلم خاک مرا پیر مغان خشت زده است
که برون می برد از خانه خمار مرا؟ ۷
آنقدر صائب از اوضاع جهان دلگیرم
که غم از دل نبرد خنده دلدار مرا ۸
که رسانید به جان این دل بیمار مرا ۱
وقت نازک تر ازان موی میان گردیده است
می کنی رحمی اگر بر دل افگار مرا ۲
زخمی غیرت خارم، ز چمن بیزارم
می گزد خنده گل بیشتر از خارمرا ۳
عقده در کار من از غنچه دهان دگرست
ناخن گل نگشاید گره از کار مرا ۴
شکوه از کوتهی بخت، گل بی دردی است
می رسد نیش ز خار سر دیوار مرا ۵
گوهر قدر خود و قیمت من می شکنی
مبر ای چرخ فرومایه به بازار مرا ۶
به سلم خاک مرا پیر مغان خشت زده است
که برون می برد از خانه خمار مرا؟ ۷
آنقدر صائب از اوضاع جهان دلگیرم
که غم از دل نبرد خنده دلدار مرا ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۳۲ - تا دل از روی تو شد مطلع انوار مرا
گوهر بعدی:غزل ۵۳۴ - از گلستان نشود غنچه دل باز مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.