هوش مصنوعی:
این شعر از صائب تبریزی بیانگر احساسات شاعر دربارهی زندگی، عشق، و رنجهای درونی است. شاعر از جوشش درونی خود، تهمتهای مردم، و عشق به معشوق سخن میگوید. همچنین، او به گذر عمر و بیاعتباری دنیا اشاره میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و انتقادی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به رنج و ناامیدی نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۵۳۶ - چون می کهنه چه شد گر نبود جوش مرا؟
چون می کهنه چه شد گر نبود جوش مرا؟
شور صد بزم بود در لب خاموش مرا ۱
می کشم تهمت سجاده تزویر از خلق
گر چه فرسوده شد از بار سبو دوش مرا ۲
جوش بی تابی من چون دل دریا ذاتی است
عارضی نیست چو خم سینه پر جوش مرا ۳
بحر را کرد نهان در ته سرپوش حباب
آن که زد مهر ادب بر لب خاموش مرا ۴
قدرم این بس که ز خاطر نروم پش نظر
من که باشم که نسازند فراموش مرا؟ ۵
شد ز بیداری من صبح قیامت نومید
برد از بس که تماشای تو از هوش مرا ۶
تا سبوی که درین میکده بر جا مانده است؟
که ردا هر نفسی می فتد از دوش مرا ۷
چشم من واله موی قلم نقاش است
نفریبد به خط و خال، بناگوش مرا ۸
تا درین باغ چو گل چشم گشودم صائب
می رود عمر به خمیازه آغوش مرا ۹
شور صد بزم بود در لب خاموش مرا ۱
می کشم تهمت سجاده تزویر از خلق
گر چه فرسوده شد از بار سبو دوش مرا ۲
جوش بی تابی من چون دل دریا ذاتی است
عارضی نیست چو خم سینه پر جوش مرا ۳
بحر را کرد نهان در ته سرپوش حباب
آن که زد مهر ادب بر لب خاموش مرا ۴
قدرم این بس که ز خاطر نروم پش نظر
من که باشم که نسازند فراموش مرا؟ ۵
شد ز بیداری من صبح قیامت نومید
برد از بس که تماشای تو از هوش مرا ۶
تا سبوی که درین میکده بر جا مانده است؟
که ردا هر نفسی می فتد از دوش مرا ۷
چشم من واله موی قلم نقاش است
نفریبد به خط و خال، بناگوش مرا ۸
تا درین باغ چو گل چشم گشودم صائب
می رود عمر به خمیازه آغوش مرا ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۳۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۳۵ - می کند گرم طلب شعله آواز مرا
گوهر بعدی:غزل ۵۳۷ - هوش نگذاشت به سر آن لب می نوش مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.