هوش مصنوعی: این شعر به توصیف عشق مجنون به لیلی می‌پردازد و نشان می‌دهد که چگونه عشق او را از همه چیز بی‌نیاز کرده و به جنون کشانده است. مجنون در این شعر به عنوان شخصیتی آزاده و بی‌قید به تصویر کشیده شده که تنها به عشق خود می‌اندیشد و از دنیای مادی دوری می‌کند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عشق و جنون است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

غزل ۵۴۶ - نیست آسودگی از سیر و سفر مجنون را

نیست آسودگی از سیر و سفر مجنون را
سنگ اطفال شود کوه و کمر مجنون را ۱

توشه از پاره دل، راحله دارد از شوق
نیست حاجت به سرانجام سفر مجنون را ۲

سر آزاده به اسباب نمی پردازد
موی ژولیده بود بالش پر مجنون را ۳

تاجش از داغ جنون، دامن صحرا اورنگ
موجه ریگ روان است کمر مجنون را ۴

چشم آهوست سیاهی به سیاهی بلدش
نیست در کار دلیلی به سفر مجنون را ۵

نیست صاحب نظران را ز نظر بند گزیر
نگذارند غزالان ز نظر مجنون را ۶

تاج شاهان جهان گر ز زر و سیم بود
از مه و مهر بود افسر زر مجنون را ۷

می خورد گرد عبث محمل لیلی در دشت
نیست جز عشق تمنای دگر مجنون را ۸

تو که از شیشه دلانی حذر از سختی کن
که بود رطل گران، کوه و کمر مجنون را ۹

خبر از خرده راز دل لیلی دارد
گر چه از هر دو جهان نیست خبر مجنون را ۱۰

عرض گوهر مده ای خواجه که فارغ دارد
دل پر آبله از گنج گهر مجنون را ۱۱

گر در آن زلف ندیدی دل بی تاب مرا
در سیه خانه لیلی بنگر مجنون را ۱۲

گر به ظاهر به نظر چشم غزالان دارد
هست در پرده تماشای دگر مجنون را ۱۳

می شود تار سیه خیمه لیلی صائب
مد آهی که برآید ز جگر مجنون را ۱۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۴
کانال گوهرین در ایتا
۴۶۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۴۵ - شد ز زنجیر فزون شور جنون مجنون را
گوهر بعدی:غزل ۵۴۷ - تندی خوی ضرورست سخن آیین را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.