هوش مصنوعی: این شعر از صائب تبریزی، با استفاده از تصاویر طبیعی مانند گل، بلبل، پروانه و شمع، به بیان مفاهیم عرفانی و اخلاقی می‌پردازد. شاعر از رنج عاشقان، رزق و روزی، صبر در برابر سختی‌ها، و ارزش سکوت سخن می‌گوید.
رده سنی: 15+ مفاهیم عرفانی و اخلاقی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد و درک آن‌ها نیاز به تجربه و شناخت بیشتری از ادبیات فارسی دارد.

غزل ۵۵۰ - گر به گلزار بری آن رخ افروخته را

گر به گلزار بری آن رخ افروخته را
گل به بلبل نگذارد جگرسوخته را ۱

هر که پوشد ز جهان چشم، نماند بی رزق
طعمه از دست بود باز نظر دوخته را ۲

نکند چرخ تعدی به جگرسوختگان
سرمه در کار نباشد نفس سوخته را ۳

منت زلف مکش دل چو گرفتار تو شد
رشته حاجت نبود طایر آموخته را ۴

نیست حاجت شب پروانه ما را به چراغ
شمع از خود بود این بال و پر افروخته را ۵

دلت ای غنچه محال است سبکبار شود
تا نریزی ز بغل این زر اندوخته را ۶

ایمن از زخم زبان شد ز خموشی صائب
نیست اندیشه ز سوزن دهن دوخته را ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۱۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۴۹ - غم مردن نبود جان غم اندوخته را
گوهر بعدی:غزل ۵۵۱ - گریه بسیار بود نو به وجود آمده را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.