هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به مضامین مختلفی مانند عشق، حقیقت، صبر، قناعت، و ارزشهای اخلاقی میپردازد. شاعر از استعارهها و تصاویر زیبایی مانند گوهر، درخت، عنقا، و تیغ برقآسا استفاده میکند تا مفاهیم عمیق زندگی و انسانیت را بیان کند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۵۸۱ - عیار حسن ز صاحب نظر شود پیدا
عیار حسن ز صاحب نظر شود پیدا
که قیمت گهر از دیده ور شود پیدا ۱
دهد ثمر ز رگ و ریشه درخت خبر
نهفته های پدر از پسر شود پیدا ۲
به رنگ زرد قناعت کن از ریاض جهان
که رنگ سرخ به خون جگر شود پیدا ۳
هزار نامه عنقا ز کوه قاف رسید
نشد ز گمشده ما خبر شود پیدا ۴
مشو به مهر خموشی ز بی زبانان امن
که برق تیغ ز ابر سپر شود پیدا ۵
مشو به موی سفید از فریب غفلت امن
که خواب های گران در سحر شود پیدا ۶
اگر به صدق قدم در طریق عشق نهی
ترا ز نقش قدم راهبر شود پیدا ۷
تو شیشه دل، ندهی تن به سختی ایام
وگرنه لعل ز کوه و کمر شود پیدا ۸
درین زمانه که جوهرشناس نایاب است
چه قدر مردم روشن گهر شود پیدا؟ ۹
ز حرص دانه درین کشتزار نزدیک است
که همچو مور ترا بال و پر شود پیدا ۱۰
مجو ز هر دل افسرده معنی روشن
که دل چو آب شود این گهر شود پیدا ۱۱
ز همرهان ره دورست عمر جاویدان
سفر خوش است اگر همسفر شود پیدا ۱۲
عیار فکر ز همفکر می شود ظاهر
که روز معرکه صاحب جگر شود پیدا ۱۳
توان ز ساده دلی یافت رازهای مرا
چو رشته ای که ز مغز گهر شود پیدا ۱۴
اگر تو چون کف دریا سبک کنی خود را
ترا سفینه ز موج خطر شود پیدا ۱۵
زمین قابل اگر بهر فکر می طلبی
ز پیش مصرع ما بیشتر شود پیدا ۱۶
به سیم قلب نگیرند صائب از اخوان
درین زمانه عزیزی اگر شود پیدا ۱۷
که قیمت گهر از دیده ور شود پیدا ۱
دهد ثمر ز رگ و ریشه درخت خبر
نهفته های پدر از پسر شود پیدا ۲
به رنگ زرد قناعت کن از ریاض جهان
که رنگ سرخ به خون جگر شود پیدا ۳
هزار نامه عنقا ز کوه قاف رسید
نشد ز گمشده ما خبر شود پیدا ۴
مشو به مهر خموشی ز بی زبانان امن
که برق تیغ ز ابر سپر شود پیدا ۵
مشو به موی سفید از فریب غفلت امن
که خواب های گران در سحر شود پیدا ۶
اگر به صدق قدم در طریق عشق نهی
ترا ز نقش قدم راهبر شود پیدا ۷
تو شیشه دل، ندهی تن به سختی ایام
وگرنه لعل ز کوه و کمر شود پیدا ۸
درین زمانه که جوهرشناس نایاب است
چه قدر مردم روشن گهر شود پیدا؟ ۹
ز حرص دانه درین کشتزار نزدیک است
که همچو مور ترا بال و پر شود پیدا ۱۰
مجو ز هر دل افسرده معنی روشن
که دل چو آب شود این گهر شود پیدا ۱۱
ز همرهان ره دورست عمر جاویدان
سفر خوش است اگر همسفر شود پیدا ۱۲
عیار فکر ز همفکر می شود ظاهر
که روز معرکه صاحب جگر شود پیدا ۱۳
توان ز ساده دلی یافت رازهای مرا
چو رشته ای که ز مغز گهر شود پیدا ۱۴
اگر تو چون کف دریا سبک کنی خود را
ترا سفینه ز موج خطر شود پیدا ۱۵
زمین قابل اگر بهر فکر می طلبی
ز پیش مصرع ما بیشتر شود پیدا ۱۶
به سیم قلب نگیرند صائب از اخوان
درین زمانه عزیزی اگر شود پیدا ۱۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۷
۸۰۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۸۰ - خوش آن که از دو جهان گشت بی نیاز اینجا
گوهر بعدی:غزل ۵۸۲ - عجب که یک دل خوش در جهان شود پیدا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.