هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی و فلسفی است که به موضوعاتی مانند عشق، رهایی از تعلقات مادی، ارزش سکوت و فقر معنوی می‌پردازد. شاعر از مفاهیمی مانند آب حیات، منصور حلاج، و مجردان برای بیان مقاصد عرفانی خود استفاده کرده است.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد. همچنین، برخی از اشارات تاریخی و نمادین (مانند منصور حلاج) ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامفهوم باشد.

غزل ۵۹۹ - چه غم ز آه من آن خط روح پرور را؟

چه غم ز آه من آن خط روح پرور را؟
که برگریز نباشد بهار عنبر را ۱

ز دل سیاهی آب حیات می آید
که تشنه سر به بیابان دهد سکندر را ۲

ز چهره سخن حق نقاب بردارد
ز دار هر که چو منصور کرد منبر را ۳

توان به مهر خموشی دهان ما را بست
اگر به موم توان بست چشم مجمر را ۴

لب سؤال، در فقر را کلید بود
به روی خود مگشا زینهار این در را ۵

مجردان تو از قید جسم آزادند
چه احتیاج به کشتی بود شناور را؟ ۶

مگیر از لب خود مهر چون صدف صائب
کنون که قدر خزف نیست آب گوهر را ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۴۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۹۸ - مکن ز ساده دلی خرج چشم بد خود را
گوهر بعدی:غزل ۶۰۰ - ز درد و داغ چه پرواست دردپرور را؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.