خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از صائب تبریزی بیانگر ناامیدی و درد عاشقانه است. شاعر از بیوفایی معشوق و سوختن در آتش عشق میگوید و با استفاده از استعارههایی مانند آتش و شراب، عمق احساسات خود را نشان میدهد. همچنین، او به بیفایده بودن نصیحت برای دلهای سیاه اشاره میکند.
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، مضامین ناامیدی و عشق نافرجام نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۶۰۱ - شکیب نیست ز معشوق، عشق سرکش را
شکیب نیست ز معشوق، عشق سرکش را
که سوختن نبود اشتهای آتش را ۱
ز چوب گل من دیوانه را چه ترسانی؟
کسی به چوب نترسانده است آتش را ۲
تلاش مرتبه امتیاز کمتر کن
شکست بیش رسد تیر روی ترکش را ۳
کدام عمر به کیفیت بلند رسد؟
به آب خضر چه نسبت شراب بی غش را؟ ۴
دهم چه عرض سخن بر سیه دلان صائب؟
به خاک تیره چه ریزم شراب بی غش را؟ ۵
که سوختن نبود اشتهای آتش را ۱
ز چوب گل من دیوانه را چه ترسانی؟
کسی به چوب نترسانده است آتش را ۲
تلاش مرتبه امتیاز کمتر کن
شکست بیش رسد تیر روی ترکش را ۳
کدام عمر به کیفیت بلند رسد؟
به آب خضر چه نسبت شراب بی غش را؟ ۴
دهم چه عرض سخن بر سیه دلان صائب؟
به خاک تیره چه ریزم شراب بی غش را؟ ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۰۰ - ز درد و داغ چه پرواست دردپرور را؟
گوهر بعدی:غزل ۶۰۲ - ز آه سرد چه پرواست حسن سرکش را؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.