خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از عناصر طبیعت مانند آتش، آب، باد و خاک برای بیان احساسات عمیق انسانی مانند عشق، امید، حرص و آز استفاده میکند. شاعر از تضادها و هماهنگیهای طبیعی برای توصیف حالات درونی خود بهره میبرد و مخاطب را به تفکر و تأمل دعوت میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۶۰۴ - ز گریه سرکشی افزود آن پریوش را
ز گریه سرکشی افزود آن پریوش را
که شعله ور کند اشک کباب، آتش را ۱
ز چهره عرق آلود یار در عجبم
که کرده است چسان جمع، آب و آتش را؟ ۲
عنان نخل خزان دیده در کف بادست
چگونه جمع کنم این دل مشوش را؟ ۳
مه به پرورش تن روان شود مشغول
مکن به جام سفالین شراب بی غش را ۴
به بوالهوس مکن از روی التفات نگاه
به خاک ره مفکن تیر روی ترکش را ۵
ضرور تا نشود، لب به گفتگو مگشا
عنان کشیده نگه دار اسب سرکش را ۶
مرا نهال امید آن زمان شود سرسبز
که نخل موم کند ریشه در دل آتش را ۷
به سیم و زر نشود حرص و آز کم صائب
که نیست از خس و خاشاک سیری آتش را ۸
که شعله ور کند اشک کباب، آتش را ۱
ز چهره عرق آلود یار در عجبم
که کرده است چسان جمع، آب و آتش را؟ ۲
عنان نخل خزان دیده در کف بادست
چگونه جمع کنم این دل مشوش را؟ ۳
مه به پرورش تن روان شود مشغول
مکن به جام سفالین شراب بی غش را ۴
به بوالهوس مکن از روی التفات نگاه
به خاک ره مفکن تیر روی ترکش را ۵
ضرور تا نشود، لب به گفتگو مگشا
عنان کشیده نگه دار اسب سرکش را ۶
مرا نهال امید آن زمان شود سرسبز
که نخل موم کند ریشه در دل آتش را ۷
به سیم و زر نشود حرص و آز کم صائب
که نیست از خس و خاشاک سیری آتش را ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۰۳ - عرق به چهره نشسته است آن پریوش را
گوهر بعدی:غزل ۶۰۵ - گذاشتیم به اغیار زلف پر خم را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.