خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از صائب تبریزی، به موضوعاتی مانند عشق، رنج، زمانه و امید میپردازد. شاعر از دلسوزی عاشق، ناتوانی در رهایی از غم و نقش زمانه در زندگی سخن میگوید. همچنین، به مفاهیمی مانند عفت، نور امید و جایگاه اهل قلم اشاره دارد.
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات نیاز به دانش ادبی و فرهنگی دارد که معمولاً در سنین بالاتر کسب میشود.
غزل ۶۰۵ - گذاشتیم به اغیار زلف پر خم را
گذاشتیم به اغیار زلف پر خم را
به دست دیو سپردیم خاتم جم را ۱
حریم سینه عاشق عجب شبستانی است
که یک هواست در او شمع سور و ماتم را ۲
مکن به عشق سخن نقل ای خرد برخیز
که به ز نقل مکان نیست نقل، ملزم را ۳
اگر تپیدن دل ترجمان نمی گردید
که می شناخت درین تیره خاکدان غم را؟ ۴
زمانه ای است که با صد گره گشا خورشید
گره ز دل نتواند گشود شبنم را ۵
چه حاجت است مسیحا به گفتگو آید؟
حجاب، شاهد عصمت بس است مریم را ۶
به روی زنده دلی آفتاب خنده زند
که همچو صبح تواند شمرده زد دم را ۷
محرران سخن، شاه بیت ابرویند
ز روی نسخه تشریح، روی عالم را ۸
نماند فیض درین خشک طینتان صائب
مگر به آب رسانیم خاک حاتم را ۹
به دست دیو سپردیم خاتم جم را ۱
حریم سینه عاشق عجب شبستانی است
که یک هواست در او شمع سور و ماتم را ۲
مکن به عشق سخن نقل ای خرد برخیز
که به ز نقل مکان نیست نقل، ملزم را ۳
اگر تپیدن دل ترجمان نمی گردید
که می شناخت درین تیره خاکدان غم را؟ ۴
زمانه ای است که با صد گره گشا خورشید
گره ز دل نتواند گشود شبنم را ۵
چه حاجت است مسیحا به گفتگو آید؟
حجاب، شاهد عصمت بس است مریم را ۶
به روی زنده دلی آفتاب خنده زند
که همچو صبح تواند شمرده زد دم را ۷
محرران سخن، شاه بیت ابرویند
ز روی نسخه تشریح، روی عالم را ۸
نماند فیض درین خشک طینتان صائب
مگر به آب رسانیم خاک حاتم را ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۰۴ - ز گریه سرکشی افزود آن پریوش را
گوهر بعدی:غزل ۶۰۶ - مکن به غنچه گره نوبهار عالم را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.