هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از بینیازی خود از دنیا و تعلقات آن سخن میگوید. او به مرحلهای از معرفت رسیده که دیگر به دنبال ثمرات دنیوی نیست و به آرامش درونی دست یافته است. اشعار حاکی از بیاعتنایی به مادیات، رسیدن به کمال معنوی و رهایی از دغدغههای دنیاست.
رده سنی:
16+
محتوا دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات به مفاهیم مانند رهایی از دنیا و بیاعتنایی به مادیات نیازمند بلوغ فکری است.
غزل ۶۲۲ - ز خود برآمده ام، با سفر چه کار مرا؟
ز خود برآمده ام، با سفر چه کار مرا؟
بریده ام ز جهان، با ثمر چه کار مرا؟ ۱
درین جهان به مرادی کز آن جهان طلبند
رسیده ام، به جهان دگر چه کار مرا؟ ۲
چو خاک شد شکرستان به مور قانع من
به تنگ گیری شهد و شکر چه کار مرا؟ ۳
بود ز گریه خود فتح باب من چون تاک
به ابرهای پریشان سفر چه کار مرا؟ ۴
خوشم چو غنچه پیکان به کار بسته خود
به انتظار نسیم سحر چه کار مرا؟ ۵
چو هست باده بی دردسر مر از خون
به جام باده پر دردسر چه کار مرا؟ ۶
کمال آینه ساده است حیرانی
به حرف بی اثر و با اثر چه کار مرا؟ ۷
چنین که سنگ ملامت گرفت اطرافم
دگر چو کبک به کوه و کمر چه کار مرا؟ ۸
علاج رخنه ملک است کار پادشهان
به رخنه دل و چاک جگر چه کار مرا؟ ۹
بس است عرفی، همداستان من صائب
به نغمه سنجی مرغ سحر چه کار مرا؟ ۱۰
بریده ام ز جهان، با ثمر چه کار مرا؟ ۱
درین جهان به مرادی کز آن جهان طلبند
رسیده ام، به جهان دگر چه کار مرا؟ ۲
چو خاک شد شکرستان به مور قانع من
به تنگ گیری شهد و شکر چه کار مرا؟ ۳
بود ز گریه خود فتح باب من چون تاک
به ابرهای پریشان سفر چه کار مرا؟ ۴
خوشم چو غنچه پیکان به کار بسته خود
به انتظار نسیم سحر چه کار مرا؟ ۵
چو هست باده بی دردسر مر از خون
به جام باده پر دردسر چه کار مرا؟ ۶
کمال آینه ساده است حیرانی
به حرف بی اثر و با اثر چه کار مرا؟ ۷
چنین که سنگ ملامت گرفت اطرافم
دگر چو کبک به کوه و کمر چه کار مرا؟ ۸
علاج رخنه ملک است کار پادشهان
به رخنه دل و چاک جگر چه کار مرا؟ ۹
بس است عرفی، همداستان من صائب
به نغمه سنجی مرغ سحر چه کار مرا؟ ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۳۳۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۲۱ - شد از رکاب تو پیدا هلال عید مرا
گوهر بعدی:غزل ۶۲۳ - نمی توان ز سخن ساختن خموش مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.