هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از زبان عاشقی است که از معشوق خود درخواستهای مختلفی دارد، از جمله درمان درد، باران رحمت، حضور معشوق، و ارسال پیامهای عاشقانه. شاعر از معشوق میخواهد که مانند خورشید جهان را روشن کند و به او کمک کند تا در دریای مشکلات زندگی، کشتیبانش باشد.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
غزل ۲۶۵۸ - اگر درد مرا درمان فرستی
اگر دَردِ مرا دَرمان فرستی
وَگَر کِشتِ مرا باران فرستی ۱
وَگَر آن میرِ خوبان را به حیلَت
زِ خانه جانِبِ میدان فرستی ۲
وَگَر ساقیِّ جانِ عاشقان را
میانِ حَلقهٔ مَستان فرستی ۳
همه ذَرّاتِ عالَم زَنَده گَردد
چو جانَم را بَرِ جانان فرستی ۴
وَگَر لب را به رَحْمَت بَرگُشایی
مُفَرِّحْ سویِ بیماران فرستی ۵
به دَربان گفتهیی مَگْذار ما را
مرا هر دَم بَرِ دَربان فرستی ۶
مَنَم کَشتی دَرین بَحْر و نَشایَد
که بر من بادِ سَرگَردان فرستی ۷
هَمیخواهم که کَشتیبانْ تو باشی
اگر بر عاشقانْ طوفان فرستی ۸
مرا تا کِی مَها چون اَرْمغانی
به پیشِ این و پیش آن فرستی ۹
دلِ بِریانِ عاشق باده خواهد
تو او را غُصّه و گِریان فرستی ۱۰
یکی رَطْلی گِران بَرریز بر وِیْ
ازان رَطْلی که بر مَردان فرستی ۱۱
دل و جانْ هر دو را در نامه پیچَم
اگر تو نامهٔ پنهان فرستی ۱۲
تو چون خورشید از مَشرق بَرآیی
جهانِ بیخَبَر را جان فرستی ۱۳
چه باشد ای صَبا گَر این غَزَل را
به خَلْوَتخانهٔ سُلطان فرستی؟ ۱۴
وَگَر کِشتِ مرا باران فرستی ۱
وَگَر آن میرِ خوبان را به حیلَت
زِ خانه جانِبِ میدان فرستی ۲
وَگَر ساقیِّ جانِ عاشقان را
میانِ حَلقهٔ مَستان فرستی ۳
همه ذَرّاتِ عالَم زَنَده گَردد
چو جانَم را بَرِ جانان فرستی ۴
وَگَر لب را به رَحْمَت بَرگُشایی
مُفَرِّحْ سویِ بیماران فرستی ۵
به دَربان گفتهیی مَگْذار ما را
مرا هر دَم بَرِ دَربان فرستی ۶
مَنَم کَشتی دَرین بَحْر و نَشایَد
که بر من بادِ سَرگَردان فرستی ۷
هَمیخواهم که کَشتیبانْ تو باشی
اگر بر عاشقانْ طوفان فرستی ۸
مرا تا کِی مَها چون اَرْمغانی
به پیشِ این و پیش آن فرستی ۹
دلِ بِریانِ عاشق باده خواهد
تو او را غُصّه و گِریان فرستی ۱۰
یکی رَطْلی گِران بَرریز بر وِیْ
ازان رَطْلی که بر مَردان فرستی ۱۱
دل و جانْ هر دو را در نامه پیچَم
اگر تو نامهٔ پنهان فرستی ۱۲
تو چون خورشید از مَشرق بَرآیی
جهانِ بیخَبَر را جان فرستی ۱۳
چه باشد ای صَبا گَر این غَزَل را
به خَلْوَتخانهٔ سُلطان فرستی؟ ۱۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۴
۵۰۸
این گوهر را بشنوید
خوانش
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۶۵۷ - دلا تا نازکی و نازنینی
گوهر بعدی:غزل ۲۶۵۹ - کسی کو را بود در طبع سستی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.