هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر از فردی که دچار وسوسه و غم شده است، سوال میکند که چرا از مسیر عشق و آرامش دور شده و به جای آن، در غم و اندوه فرو رفته است. شاعر به او یادآوری میکند که او را از پریشانی جمع کرده و برایش شرایطی فراهم کرده است، اما او به جای استفاده از این فرصتها، به سوی ناامیدی و پریشانی رفته است.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیدهی عرفانی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۲۶۶۰ - چرا ز اندیشهیی بیچاره گشتی؟
چرا زَ اَنْدیشهیی بیچاره گشتی؟
فُرورفتی به خود، غَم خواره گشتی؟ ۱
تو را من پاره پاره جَمع کردم
چرا از وَسوَسه صد پاره گشتی؟ ۲
زِ دارُالْمُلْکِ عشقَم رَخْت بُردی
دَرین غُربَت چُنین آواره گشتی ۳
زمین را بَهرِ تو گَهْواره کردم
فَسُردهیْ تَختهٔ گَهْواره گشتی ۴
رَوان کردم زِ سَنگَت آبِ حیوان
به سویِ خُشک رفتی، خاره گشتی ۵
تویی فرزَندِ جان، کارِ تو عشق است
چرا رَفتی تو و هرکاره گشتی؟ ۶
ازان خانه که تو صد زَخْم خوردی
به گِردِ آن دَر و دَرساره گشتی؟ ۷
دَران خانه که صد حَلْوا چَشیدی
نگشتی مُطمئن، اَمّاره گشتی ۸
خَمُش کُن، گفتْ هُشیاریْت آرَد
نه مَستِ غَمْزهٔ خَمّاره گشتی؟ ۹
فُرورفتی به خود، غَم خواره گشتی؟ ۱
تو را من پاره پاره جَمع کردم
چرا از وَسوَسه صد پاره گشتی؟ ۲
زِ دارُالْمُلْکِ عشقَم رَخْت بُردی
دَرین غُربَت چُنین آواره گشتی ۳
زمین را بَهرِ تو گَهْواره کردم
فَسُردهیْ تَختهٔ گَهْواره گشتی ۴
رَوان کردم زِ سَنگَت آبِ حیوان
به سویِ خُشک رفتی، خاره گشتی ۵
تویی فرزَندِ جان، کارِ تو عشق است
چرا رَفتی تو و هرکاره گشتی؟ ۶
ازان خانه که تو صد زَخْم خوردی
به گِردِ آن دَر و دَرساره گشتی؟ ۷
دَران خانه که صد حَلْوا چَشیدی
نگشتی مُطمئن، اَمّاره گشتی ۸
خَمُش کُن، گفتْ هُشیاریْت آرَد
نه مَستِ غَمْزهٔ خَمّاره گشتی؟ ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۵۶۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۶۵۹ - کسی کو را بود در طبع سستی
گوهر بعدی:غزل ۲۶۶۱ - کجا شد عهد و پیمانی که کردی؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.