هوش مصنوعی:
این شعر از صائب تبریزی به بیان ناامیدی و پوچانگاری زندگی میپردازد. شاعر احساس میکند که هستی انسان بیارزش و پست است و عشق و پرستشهای دنیوی بیثمر هستند. او از غفلت انسان از روح و توجه بیش از حد به تن سخن میگوید و زندگی را گذرا و بیارزش میداند.
رده سنی:
18+
محتوا شامل مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان قابل درک نباشد. همچنین، مضامین ناامیدی و پوچی ممکن است بر روحیهی افراد کمسن تأثیر منفی بگذارد.
غزل ۶۶۲ - رسیده است به معراج اوج پستی ما
رسیده است به معراج اوج پستی ما
هزار پایه کم از نیستی است هستی ما ۱
به هر چه چشم گشادیم، عشق می بازیم
گرفت روی زمین را صنم پرستی ما ۲
نسیم صبح فنا تیغ بر کف استاده است
نفس چگونه برآرد چراغ هستی ما؟ ۳
به گوش، خنده مینای می گران آید
ز بس که هست سبکروح، خواب مستی ما ۴
غذای روح به تن می دهیم از غفلت
به خویش خاک ببالد ز تن پرستی ما ۵
غنیمت است دمی آب خوش درین عالم
به ذوق آب خمارست می پرستی ما ۶
شبی که سایه کند می به جام ما صائب
سیاه روز نگردد چراغ هستی ما ۷
هزار پایه کم از نیستی است هستی ما ۱
به هر چه چشم گشادیم، عشق می بازیم
گرفت روی زمین را صنم پرستی ما ۲
نسیم صبح فنا تیغ بر کف استاده است
نفس چگونه برآرد چراغ هستی ما؟ ۳
به گوش، خنده مینای می گران آید
ز بس که هست سبکروح، خواب مستی ما ۴
غذای روح به تن می دهیم از غفلت
به خویش خاک ببالد ز تن پرستی ما ۵
غنیمت است دمی آب خوش درین عالم
به ذوق آب خمارست می پرستی ما ۶
شبی که سایه کند می به جام ما صائب
سیاه روز نگردد چراغ هستی ما ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۲۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۶۱ - ز هم نمی گسلد عیش جاودانه ما
گوهر بعدی:غزل ۶۶۳ - شکست رنگ می از ترک میگساری ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.