هوش مصنوعی:
این شعر از صائب تبریزی، بیانگر درد و رنج بینوایی و ناتوانی است. شاعر از فقر و درماندگی خود میگوید و اینکه دشمنان به دلیل نرمدلی او جسور شدهاند. او از روشنایی و پاکی عشق سخن میگوید و از آرزوهای بلند خود یاد میکند. در نهایت، شاعر از بیتوجهی دیگران به سخنانش شکایت دارد.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اجتماعی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و کنایههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۶۶۵ - هزار حیف که گل کرد بینوایی ما
هزار حیف که گل کرد بینوایی ما
به چشم آبله آمد برهنه پایی ما ۱
ز چرب نرمی ما دشمنان دلیر شدند
خمیر مایه غم گشت مومیایی ما ۲
چراغ دیده روزن ز خانه درگیرد
به آفتاب رسیده است روشنایی ما ۳
ز دامن نظر اهل عشق پاکترست
زمین میکده از فیض پارسایی ما ۴
به جامه گل رعنا به بوستان آید
گل عذار تو و چهره حنایی ما ۵
نشسته است چنان نقش ما در آن درگاه
که آفتاب بود داغ جبهه سایی ما ۶
تو پا به دامن منزل بکش، که تا دامن
هزار مرحله دارد شکسته پایی ما ۷
ز هاله ماه شود در ته سپر پنهان
اگر بلند شود آه بینوایی ما ۸
کجاست گوش سخن کش در انجمن صائب؟
که جوش کرد شراب سخنسرایی ما ۹
به چشم آبله آمد برهنه پایی ما ۱
ز چرب نرمی ما دشمنان دلیر شدند
خمیر مایه غم گشت مومیایی ما ۲
چراغ دیده روزن ز خانه درگیرد
به آفتاب رسیده است روشنایی ما ۳
ز دامن نظر اهل عشق پاکترست
زمین میکده از فیض پارسایی ما ۴
به جامه گل رعنا به بوستان آید
گل عذار تو و چهره حنایی ما ۵
نشسته است چنان نقش ما در آن درگاه
که آفتاب بود داغ جبهه سایی ما ۶
تو پا به دامن منزل بکش، که تا دامن
هزار مرحله دارد شکسته پایی ما ۷
ز هاله ماه شود در ته سپر پنهان
اگر بلند شود آه بینوایی ما ۸
کجاست گوش سخن کش در انجمن صائب؟
که جوش کرد شراب سخنسرایی ما ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۲۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۶۴ - رسید صبر به فریاد بینوایی ما
گوهر بعدی:غزل ۶۶۶ - مرا ز نشأه می ساخت کامیاب هوا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.