خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از غم و مستی و عشق سخن میگوید. او از بیخودی و جاذبههای عشق یاد میکند و به مفاهیمی مانند بلندپروازی، تنگدستی و عبرتگیری اشاره دارد. متن سرشار از احساسات عمیق و تصاویر شاعرانه است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۶۷۲ - غم حساب ندارم ز می پرستی ها
غم حساب ندارم ز می پرستی ها
که نیست قابل تعبیر، خواب مستی ها ۱
به قدر آنچه شوی پست، سربلند شوی
گرفته ایم عیار بلند و پستی ها ۲
نسیم جاذبه ای پیش راه ما بفرست
که گشت سد ره ما غبار هستی ها ۳
که می کند سر زلف حواس ما را جمع؟
به غیر بیخودی عشق و خواب مستی ها ۴
بگیر سر خط عبرت ز قطع زلف ایاز
کشیده دار عنان دراز دستی ها ۵
به وصل او نرسیدم ز مفلسی صائب
سیاه در دو جهان روی تنگدستی ها! ۶
که نیست قابل تعبیر، خواب مستی ها ۱
به قدر آنچه شوی پست، سربلند شوی
گرفته ایم عیار بلند و پستی ها ۲
نسیم جاذبه ای پیش راه ما بفرست
که گشت سد ره ما غبار هستی ها ۳
که می کند سر زلف حواس ما را جمع؟
به غیر بیخودی عشق و خواب مستی ها ۴
بگیر سر خط عبرت ز قطع زلف ایاز
کشیده دار عنان دراز دستی ها ۵
به وصل او نرسیدم ز مفلسی صائب
سیاه در دو جهان روی تنگدستی ها! ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۷۱ - اگر چه خوش نبود سیر بوستان تنها
گوهر بعدی:غزل ۶۷۳ - به خرج رفت حیاتم ز هرزه کوشی ها
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.