هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به موضوعات مختلفی مانند جدایی، عشق، درد و رنج، و طبیعت میپردازد. شاعر از احساسات عمیق انسانی مانند دوری از وطن، عشق به یار، و رنجهای زندگی سخن میگوید. همچنین، از عناصر طبیعی مانند سنگ، آب، آتش، و کوه برای بیان مفاهیم عمیق استفاده شده است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند درد و رنج نیاز به بلوغ فکری برای درک بهتر دارد.
غزل ۶۷۶ - آسان چسان شود ز وطن دیده ور جدا؟
آسان چسان شود ز وطن دیده ور جدا؟
کز سنگ خاره گشت به سختی شرر جدا ۱
رنگین شود ز باده گلرنگ، بی طلب
دستی که چون سبو نشد از زیر سر جدا ۲
تا همچو لاله چشم گشودم درین چمن
هرگز نبود داغ مرا از جگر جدا ۳
از دل نشد به آب شدن محو، نقش یار
این سکه از گداز نگردد ز زر جدا ۴
بحر از گهر غبار یتیمی نمی برد
ما و تراکه می کند از یکدگر جدا؟ ۵
در قید تن ز خامی خود مانده است دل
بی پختگی ز شاخ نگردد ثمر جدا ۶
فرهاد پا به کوه گذارد ز دیدنش
کوهی که گشته است ترا از کمر جدا ۷
نتوان گرفت خرده ز ممسک به روی سخت
گردد ز سنگ اگر چه به آهن شرر جدا ۸
نتوان ترا جدا ز پدر کرد، ورنه ما
از شیر کرده ایم مکرر شکر جدا ۹
رنگی ندارم از لب لعل تو، گر چه من
کردم به زور جاذبه آب از گهر جدا ۱۰
آتش کند تمیز ز هم نقد و قلب را
اخلاق خوب و زشت شود در سفر جدا ۱۱
در پرده حجاب بود از وصال شمع
پروانه تا نمی شود از بال و پر جدا ۱۲
صائب ز تیغ مرگ نلرزد به خویشتن
آزاده ای که گشت ز خود پیشتر جدا ۱۳
کز سنگ خاره گشت به سختی شرر جدا ۱
رنگین شود ز باده گلرنگ، بی طلب
دستی که چون سبو نشد از زیر سر جدا ۲
تا همچو لاله چشم گشودم درین چمن
هرگز نبود داغ مرا از جگر جدا ۳
از دل نشد به آب شدن محو، نقش یار
این سکه از گداز نگردد ز زر جدا ۴
بحر از گهر غبار یتیمی نمی برد
ما و تراکه می کند از یکدگر جدا؟ ۵
در قید تن ز خامی خود مانده است دل
بی پختگی ز شاخ نگردد ثمر جدا ۶
فرهاد پا به کوه گذارد ز دیدنش
کوهی که گشته است ترا از کمر جدا ۷
نتوان گرفت خرده ز ممسک به روی سخت
گردد ز سنگ اگر چه به آهن شرر جدا ۸
نتوان ترا جدا ز پدر کرد، ورنه ما
از شیر کرده ایم مکرر شکر جدا ۹
رنگی ندارم از لب لعل تو، گر چه من
کردم به زور جاذبه آب از گهر جدا ۱۰
آتش کند تمیز ز هم نقد و قلب را
اخلاق خوب و زشت شود در سفر جدا ۱۱
در پرده حجاب بود از وصال شمع
پروانه تا نمی شود از بال و پر جدا ۱۲
صائب ز تیغ مرگ نلرزد به خویشتن
آزاده ای که گشت ز خود پیشتر جدا ۱۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۳
۳۳۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۷۵ - آن را که نیست وسعت مشرب درین سرا
گوهر بعدی:غزل ۶۷۷ - بلبل نمی شود به قفس از چمن جدا
نظرها و حاشیه ها
خلیل جهانشیری
۱۴۰۴/۱۲/۲۸ ۰۳:۵۹
سلام
واقعا خواندن این اشعار که درس زندگی بوده وهست هر بیتش انسان را به تفکر وا میدارد و چقدر جالب است.