هوش مصنوعی: این شعر از صائب تبریزی بیانگر مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است. شاعر از خیال و واقعیت، زیبایی و خطرات آن، رحمت به دیگران، و تسلیم در برابر هستی سخن می‌گوید. همچنین، اشاراتی به طبیعت و نمادهای آن مانند گل، بلبل، و سرو دارد. در پایان، شاعر از عجز و ندامت خود می‌گوید و به نیستی و تسلیم در برابر خداوند اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی این شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات و نمادها نیاز به درک ادبی و تجربه زندگی بیشتری دارند.

غزل ۷۱۴ - نتوان به خواب کرد مسخر خیال را

نتوان به خواب کرد مسخر خیال را
جز پیچ و تاب نیست کمند این غزال را ۱

در عالم خیال، بهارست چار فصل
بلبل به چتر گل ندهد زیر بال را ۲

هر چند حسن را خطر از چشم پاک نیست
پنهان ز آب و آینه کن آن جمال را ۳

رحمی به شیشه خانه دلهای خلق کن
از می مکن دو آتشه آن رنگ آل را ۴

از گلشنی که سرو تو دامن کشان رود
بی طاقتی ز ریشه برآرد نهال را ۵

برگ نشاط نیست درین تیره خاکدان
ریحان ز آه سرد بود این سفال را ۶

ده در شود گشاده، شود بسته چون دری
انگشت، ترجمان زبان است لال را ۷

با تیرگی بساز که ابروی عنبرین
یکشب سفید گشت ز منت هلال را ۸

بر جرم من ببخش که آورده ام شفیع
اشک ندامت و عرق انفعال را ۹

در ملک خویش رخنه فکندن ز عقل نیست
زنهار بسته دار زبان سؤال را ۱۰

صائب کشید سر به گریبان نیستی
تسخیر کرد مملکت بی زوال را ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۳۱۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۷۱۳ - هست از زوال نعل در آتش کمال را
گوهر بعدی:غزل ۷۱۵ - در کوی عشق ره نبود جبرئیل را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.